کاربر گرامی به منظورنمایش بهتر از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید
  • امام خامنه ای(مدظله العالی): حرکت بسیجی، سرنوشت ایران را، بلکه سرنوشت فراتر از ایران را تغییر داد، تعیین کرد.
چهارشنبه, 1 آذر 1396
-A A +A

فعالیت فرهنگی تمیز بین فریضه امر به معروف با آتش به اختیار ارتباط برقرار می کند

با مفسدان اقتصادی که از بیت المال سوء استفاده می کنند و باعث بیشتر شدن فاصله طبقاتی می شوند و حقوق اقشار ضعیف را پایمال می کنند با همان شدّت و حدّتی که امام حسین (ع) با مفسدان اقتصادی زمان خودش مبارزه کرد، برخورد شود.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی
از جمله عواملی که در پیدایش قیام امام حسین (ع) در کنار عامل «دعوت مردم کوفه» و «عدم بیعت با یزید» نقش محوری دارد، «امر به معروف و نهی از منکر» است. امر به معروف و نهی از منکری که قطعاً ابعاد مختلفی داشته و در کنار اصلاح اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به اصلاح اقتصادی جامعه و بازگشت به اصول و احکام اقتصادی اسلام ناب محمدی نیز مربوط می شد. در واقع ظهور اشرافی گری در عصر معاویه و به ویژه یزید برای نخستین بار پس از رحلت رسول خدا (ص)، جامعه اسلامی را از اصولی چون عدالت اقتصادی، ساده زیستی، فقر وجودی بشر در برابر خداوند، اصل آزادی اقتصادی و نفی انباشت ثروت که از مصادیق بنیانی اقتصاد اسلامی است دور کرده بود و همچنان که امام حسین علیه السلام خطاب به یزیدیان فرموند، این مفاسد اقتصادی سبب انحرافات دینی شده بود، لذا امام حسین (ع) اقدام عملی جهت اصلاح امت جدّ خود را واجبی دید که برای آن از خون خود و یارانش گذشت.
امروز نیز جامعه ما به عنوان یک کشور مسلمان با آفت های اشرافی گری و بی عدالتی اقتصادی مواجه شده است که قطعاً مهم ترین اقدام در مواجه با آن بازگشت به سیره معصومین و سید الشهدا (ع) است، اما اینکه چگونه می توان در عصر کنونی الگوی حسینی در مبارزه با مفاسد اقتصادی را اجرا کرد، موضوع گفتگوی ما با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد غفوری نژاد عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب است که در ادامه می آید:
 
بصیرت: از عوامل موثر در پیدایش قیام امام حسین (ع) امر به معروف و نهی از منکر است، درباره جایگاه این مفهوم در نهضت عاشورا و چیستی و موقعیت زمانی و مکانی طرح آن توضیحی بفرمایید.
مسئله امر به معروف و نهی از منکر یکی از فروع مسلم دین اسلام است که آیات متعددی در قرآن کریم به آن پرداخته است. بر اساس آیات شریفه قرآن این حکم اختصاصی به دین اسلام ندارد و در دیگر ادیان توحیدی و ابراهیمی هم مطرح بوده است. آیات 113 و 114 سوره آل عمران در واقع سخن از عده ای از اهل کتاب دارد و می فرماید: لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ/ آنها یکسان نیستند؛ از اهل کتاب، جمعیتى هستند که (به حق) قیام مى کنند؛ و در اوقات شب، آیات خدا را مى خوانند؛ در حالى که سجده مى نمایند. (113) یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ  الصالحین/به خدا و روز واپسین ایمان دارند؛ امر به معروف و نهى از منکر مى کنند، و در انجام کارهاى نیک، پیشى مى گیرند، و آنها از صالحانند. (114) لذا بر اساس این آیات در بین اهل کتاب هم این فریضه مطرح بوده است.
 
 
 
برخلاف یک تلقی نادرست که این حکم را یک حکم متحجرانه می داند، به نظر می رسد این حکم از مترقّی ترین احکام دین اسلام است؛ به دلیل آن که امر به معروف و نهی از منکر، در واقع، فراخوانی آحاد مردم به یک نوع نظارت همگانی بر عملکرد همگان است. شما در هیچ جامعه ای یک دستگاه نظارتی به این وسعت که دایره عملکرد آن هم وسیع باشد، پیدا نمی کنید. در دین اسلام تمام آحاد مردم به نظارت بر کار یکدیگر، به نظارت بر کار حاکمان، به نظارت بر کار کارگزاران موظفند و همگی باید در مقابل منکرهایی که در عرصه های مختلف دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی انجام می شود، عکس العمل نشان دهند و نباید در مقابل ترک معروف و عمل به منکر ساکت باشند.
واقعا اگر این فریضه در جامعه همگانی شود و همگان به وظیفه خود عمل کنند، حتی در همان مرتبه زبانی و تذکر لسانی، شاهد خواهیم بود که بسیاری از خلاف ها از جامعه رخت برخواهد بست، ضریب امنیت در جامعه بسیار بالاتر خواهد رفت و نیاز به دستگاه های حاکمیتی و نظارتی مثل نیروی انتظامی و دستگاه های دیگر که مسئول برقراری نظم و امنیت در جامعه هستند، به صورت قابل توجهی کاهش خواهد یافت. 
همانطور که اشاره فرمودید امام حسین (ع) هم صریحاً در فرمایشات خودشان مسئله امر به معروف و نهی از منکر را متذکر شدند و فلسفه قیام خودشان را اصلاح در امت جدّشان و امر به معروف و نهی از منکر بیان فرمودند. البته مرتبه ای که حضرت از این فریضه مهم الهی عملی کردند، بالاترین مرحله آن یعنی اقدام عملی است. همانطور که مستحضر هستید امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله دارد. مرحله اول انکار قلبی است؛ یعنی همگان موظفند که نسبت به تارک معروف و عامل به منکر تنفر قلبی داشته باشند و قلباً ناراحت باشند از اینکه یک واجب الهی ترک می شود و یک منکر مورد ارتکاب قرار می گیرد. مرتبه دوم تذکر زبانی است، که انسان به زبان تذکر دهد و مرتبه سوم اگر تذکر زبانی سودی نبخشید، اقدام عملی باید صورت گیرد. البته در زمان حکومت اسلامی اقدام عملی از دوش آحاد مردم برداشته شده و بر عهده حکومت اسلامی است. 
بعد از رحلت رسول خدا (ص) متاسفانه به برنامه ای که پیغمبر گرامی اسلام برای بعد از خودشان ارائه کرده بودند عمل نشد و یک مسیر انحرافی آغاز شد و مطالعه تاریخ نشان می دهد هرچه زمان گذشت، زاویه این انحراف بیشتر و بیشتر شد. در زمان خلیفه اول، که حدود دو سال خلافت کرد، و خلیفه دوم که ده - یازده سال خلافت کرد، انحرافاتی در سیره حکومتی آنها وجود داشت، اما خیلی بارز نشده بود. در زمان خلیفه سوم خصوصاً نیمه دوم خلافت ایشان یعنی شش سال دوم، انحرافات به قدری تشدید شد که آحاد مردم نتوانستند این وضعیت را تحمل کنند و علیه خلیفه سوم شورش کردند و او را به قتل رساندند که چنین چیزی در تاریخ اسلام کم سابقه است. اینکه آحاد مردم بدون اینکه جریان سیاسی خاصی پشت سرشان باشد، شورش کنند و خلیفه را بکشند، نشان می دهد که کارد به استخوان رسیده بود.
بعد از خلیفه سوم، معاویه روی کار آمد؛ معاویه ای که سال های زیادی از عمرش را در شام سپری کرده بود و دور از مدینه رسول خدا (ص) و دور از شهری که رسول خدا و اصحاب و اهل بیت آن حضرت در آنجا زندگی می کردند و کوچه هایش هنوز بوی رسول خدا (ص) را می داد. طبیعی است که این انحرافات بیشتر و بیشتر شود، ولی باز هم معاویه تا حدودی ظواهر اسلامی را حفظ می کرد. یعنی با وجود انحرافات فراوانی که وجود داشت کار به جایی نرسیده بود که ائمه ما برای اقدام عملی در مقام  امر به معروف و نهی از منکر احساس تکلیف کنند. در عین حال مراتب انکار قلبی و زبانی امر به معروف و نهی از منکر را اجرا می کردند. 
اما در زمان یزید شرایط کاملاً دگرگون شد و شرایط به گونه ای پیش رفت که به قیام امام حسین(ع) منجر شد. حوادث بعدی هم بر ناظران بیرونی ثابت کرد که اقدام امام حسین (ع) کاملا بجا بوده است. یکی دو سال پس از واقعه عاشورا، یزید واقعه حره را در مدینه رقم زد. داستان به اختصار از این قرار بودکه مردم مدینه از حکومت یزید ابراز نارضایتی می کردند. والی مدینه برخی سران ناراضیان را به شام فرستاد تا یزید از آنها دلجویی کند و آنها را مورد احترام قرار دهد تا این ناآرامی های مدینه بخوابد. ولی وقتی اینان به شام رسیدند و نوع حکومت یزید و زندگی اشرافی او و کنیزها و بردگان فراوان و میگساری ها و خوش گذرانی های او را به عیان دیدند و به مدینه بازگشتند، در هنگام بازگشت به مدینه حرفشان این بود که ما از دمشق خارج نشدیم مگر اینکه می ترسیدیم از آسمان به خاطر آن همه فسق و فجور سنگ ببارد. چیزهایی دیدند که در عهد رسول خدا و خلفای پیشین هیچ سابقه نداشت. در نهایت شرایط منجر به قیام مردم مدینه و واقعه حره شد. در این واقعه جنایات فراوانی از لشکریان یزید صادر شد. همین قدر بگویم که مسلم بن عقبه، فرمانده لشکر یزید، به فرمان او سه روزِ تمام، جان و مال و ناموس مردم مدینه را بر لشکریان خود حلال اعلام کرد. این حوادث و نیز حادثه به منجنیق بستن کعبه و آتش زدن آن، که آن هم توسط یزید به وقوع پیوست، نشان می دهد که شرایط بسیار حادّ بود و امام (ع) به درستی و از روی احساس تکلیف شرعی این قیام جان فشانانه را انجام دادند. 
 
 
 
بصیرت: یکی از جهت های امر به معروف و نهی از منکر و به تعبیری اصلاح طلبی سید الشهدا (ع) در کنار اصلاح اخلاقی و اجتماعی و سیاسی، اصلاح اقتصادی است. درباره اهمیت این موضوع با مقایسه مفسدین اقتصادی اموی و عصر حاضر توضیح دهید.
طبیعتاً یکی از جهات انحرافی مهمی که در عصر اموی رخ داده بود، انحرافات اقتصادی است، به طوریکه در عصر خلیفه سوم یکی از عوامل مهم شورش مردم علیه او همین تبعیض های اقتصادی او در تقسیم بیت المال بود. اینها از چیزهایی است که در تاریخ اسلام از مسلّمات است، نه اینکه شیعه تنها نقل کرده باشد؛ منابع اهل سنت درباره بذل و بخشش های بیجای خلیفه سوم فراوان نوشته اند. اما اگر بخواهیم ریشه ای تر بحث کنیم، باید به دوران خلیفه دوم بازگردیم. در دوران خلیفه دوم پدیده ای را شاهد هستیم در تاریخ اسلام به نام «فتوح»؛ در واقع عصر فتوحات اسلامی از زمان خلیفه دوم آغاز شد: یک سری مملکت های دیگر از جمله ایران و بخشی از روم توسط مسلمانان در این دوره فتح می شود. این فتوحات، ثروت های فراوانی را در اختیار مرکز خلافت اسلامی قرار می داد. طبیعتاً این ثروت ها در اختیار خلیفه بود و خلیفه آن را بین مسلمین و خصوصاً اصحاب رسول خدا(ص) تقسیم می کرد، که در این تقسیم هم باز بی عدالتی های فراوانی ثبت و ضبط شده است. خلیفه دوم عرب را بر عجم ترجیح می داد و در بین عرب، قریش را بر دیگران ترجیح می داد و به آنها سهم بیشتری می داد.
در این دوره عملاً و به تدریج، آن روحیه زهد و دنیاگریزی که در عصر پیغمبر شاهد بودیم، از بین می رفت و شاهد گرایش به مال اندوزی و ثروت اندوزی هستیم؛ در عین حال خود خلیفه زندگی ساده زیستانه ای داشت و با مظاهر اشرافی گری و رفاه مقابله می شد.
در عصر خلیفه سوم رسماً ثروت اندوزی و مال اندوزی و فخر ورزیدن و مفاخره کردن بر مبنای میزان ثروتی که افراد داشتند، رایج شد. خود خلیفه هم زندگی رفاه طلبانه ای را شروع کرد و تجمل گرایی و اشرافی گری را رایج نمود. این مسائل در کنار آن بذل و بخشش های بیجا از بیت المال به اطرافیان و خویشان و هم قبیله ای های خودش و اعطای مناصب و پست های مهم به آنها، همه دست به دست هم داد تا شرایط منجر به قتل او توسط مردم شود. 
معاویه نیز که از زمان خلیفه دوم والی شام بود، به بهانه اینکه در کنار سرزمین روم زندگی می کنیم و رومیان با ما در ارتباط هستند و جاسوسان اینها به شام می آیند و وضع ما را می بینند و ما باید در مقابل آنان قدرتمند و باشکوه جلوه کنیم، کاخ مجللی به نام قصر الخضراء برای خود ساخت. خلیفه دوم از همین رو به او کسرای عرب لقب داده بود. این واضح است که اقدامات معاویه پوششی برای مقاصد هواپرستانه او بوده است. معاویه انسانی نبود که دغدغه این را داشته باشد که اسلام را قوی جلوه دهد و خودش در باطن اهل زندگی زاهدانه باشد. بعد از او زاویه انحراف بیشتر می شود و به طور طبیعی یکی از جنبه هایی که باعث شد سید الشهدا (ع) علیه بنی امیه قیام کنند، در واقع همین فساد اقتصادی خلفای اموی بوده است.
ثروت اندوزی و مال گرایی و کسب درآمد نامشروع چیزی است که در همه اعصار و قرون بوده است. امروزه هم کسانی با این همان روحیه در جامعه اسلامی ما زندگی می کنند و با رانت خواری و سوء استفاده از اطلاعاتی که در اختیار دارند همان رویه را در پیش گرفتند. طبیعتاً چون ما در حکومت اسلامی زندگی می کنیم، وظیفه نداریم نسبت به این مفسدین اقتصادی اقدام عملی کنیم و خودمان رأساً بدون اطلاع و اجازه حکومت وارد عمل شویم و با آنها مبارزه کنیم. ولی بر همه آحاد مردم و کارگزاران و خصوصاً کارگزاران نظارتی فرض است که با اینها هیچ مسامحه ای به خرج ندهند. بلکه با مفسدان اقتصادی که از بیت المال سوء استفاده می کنند و باعث بیشتر شدن فاصله طبقاتی می شوند و حقوق اقشار ضعیف را پایمال می کنند با همان شدت و حدّتی که امام حسین (ع) با مفسدان اقتصادی زمان خودش مبارزه کرد، برخورد نمایند.
 
بصیرت: الگوی آرمانی و یا مراحل امر و نهی اقتصادی با توجه به مکتب امام حسین (ع) برای حل مشکلات و مفاسد اقتصادی کنونی چگونه می تواند باشد؟
نکته مهم همان قاطعیت و روا نداشتن هرگونه مسامحه با مفسدان اقتصادی است. اساساً یکی از ضربه هایی که مفسدان اقتصادی به نظام اسلامی در دوره حاضر وارد می کنند، ضربه حیثیتی است؛ یعنی غیر از آن مال و ثروتی که از بیت المال و از حقوق مسلمین به جیب می زنند، لطمه حیثیتی که با این عمل به نظام و حکومت اسلامی وارد می کنند، بسیار مهم است که نباید از آن غافل شد.
وقتی نظام، نظام اسلامی شد، طبیعتاً هرگونه اخلال در این نظام اسلامی بازی کردن با آبروی این نظام است. وقتی در رسانه ها اعلام می شود فلان شخص سه هزار میلیارد اختلاس کرده است، نظام اسلامی را با لطمه حیثیتی مواجه می کند. در مواجهه با اینها و محاکمه آنان به این جهت باید قطعاً توجه شود. اینکه احیاناً مفسدین اقتصادی به عنوان مفسدین فی الارض شناخته می شوند یکی از جهاتش شاید همین موضوع باشد که اینها آبروی یک نظامی که این همه شهید برای آن داده شده است و به نام اسلام و حکومت امیرالمومنین(ع) شناخته شده است را به خطر انداخته اند. لذا تأکید می کنم بر اعمال قاطعیت در مواجهه با این مفسدین اقتصادی.
 
رویکرد سید الشهدا (ع) در مواجه با مفسدین اقتصادی قاطعانه و بدون مسامحه بود
 
بصیرت: اگر در امر به معروف و نهی از منکر سید الشهدا دقت کنیم می بینیم که گاه هیچ معروفی از امر به امر به معروف  و نهی از منکر و هیچ منکری از ترک امر به معروف و نهی از منکر مهم تر نیست. در این باره و ارتباط آن با مفهوم آتش به اختیار توضیح دهید.
این مسئله صحیحی است که به هر حال امر به معروف و نهی از منکر مسئله بسیار مهمی است و همانطور که عرض کردم اگر به مرحله عمل برسد و آحاد مردم به این فریضه الهی عمل کنند، جامعه به آن ایده آل مطلوب بسیار نزدیک تر خواهد شد. در حکومت اسلامی وظیفه عمده ما تذکر زبانی است؛ این مرحله زبانی هم این نیست که ما منفعلانه عمل کنیم و مثلا بیاییم بگردیم دنبال تارکان معروف و عاملان به منکر و به آنها تذکر دهیم؛ بلکه ما در حکومت اسلامی می توانیم از طریق فعالیت های فرهنگی سازنده به صورت فعالانه عمل کنیم و جَوّ ایجاد کنیم، فضاهای فرهنگی را ایجاد کنیم که مردم به این سمت سوق پیدا کنند و این وظیفه همگانی که اسلام بر عهده آنها گذاشته است را به عنوان یک ارزش ببینند، نه به عنوان فضولی در کار دیگران و محدود کردن آزادی های شخصی افراد. من فکر می کنم از این طریق می توانیم میان انجام این پدیده الهی و مفهوم آتش به اختیار که مقام معظم رهبری فرمودند، ارتباط برقرار کنیم.
آتش به اختیار را ایشان در حوزه مسائل فرهنگی مطرح فرمودند. طبیعتاً اگر دست اندرکاران امور فرهنگی ما و نهادهای فرهنگی مردم نهاد بخواهند در این زمینه کاری انجام دهند باید در باب فرهنگ سازی امر به معروف و نهی از منکر ورود کنند و به تعبیر مقام معظم رهبری یک سری کارها و فعالیت ها و برنامه های فرهنگی تمیزی را برای نهادینه کردن فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه انجام دهند تا این مسئله امر به معروف و نهی از منکر از آن تلقی که بعضی دارند، یعنی به عنوان یک حکمی که امروزه دیگر محل ندارد و با شرایط زندگی امروزین بشر سازگار نیست، دور شده و دید عموم مردم نسبت به این حکم الهی و جنبه های مترقیانه آن باز شود و متوجه اهمیت مسئله بشوند. 
تصور می کنم که اگر مفهوم این حکم الهی در یک جامعه پیشرفته غربی، با صرف نظر از اینکه که جزء فرائض اسلامی است، مطرح شود، به این عنوان که مثلاً فرض کنید قانونی گذرانده شود که تمام آحاد مردم موظفند در قبال خلافی که در منظر عموم انجام می شود، سکوت نکنند و حداقلش این است که تذکر زبانی بدهند، اگر چنین مسئله ای در مجامع قانون گذاری غربی مطرح شود من فکر می کنم مورد استقبال واقع شود. چون این یک مسئله ای است که در نهایت به نفع آحاد جامعه است و به رسیدن جامعه به حد ایده آل مطلوب قطعا  کمک می کند. ممکن است این مسئله خیلی آرمان گرایانه باشد و هیچ کشوری چنین قانونی را تصویب نکند و ممکن است چنین قانونی در فرض تصویب، ضمانت اجرایی لازم را نداشته باشد؛ ولی اگر چنین امری محقق شود قطعا عقلای عالم از آن استقبال خواهند کرد. 
البته این فریضه به عنوان یک حکم شرعی ضمانت اجرایی خود را دارد که همان ثواب و عقاب اخروی است. وقتی شارع مقدس یک حکم دینی را بیان می کند، طبیعتاً مخاطبان شرع مقدس چون اعتقاد به حیات اخروی دارند و معتقدند در قبال این حکم شرعی باید پاسخگو باشند، این خودش ضمانت اجرایی ایجاد می کند. متاسفانه گاه شاهد حاکمیت یک جو فرهنگی غلط، که بخش مهمی از آن وارداتی است، هستیم مبنی بر اینکه افراد در زندگی شخصی شان آزاد هستند و دیگران حق محدود کردن آزادی های شخصی آنان را ندارند و... .
گزاره هایی نظیر این، باعث شده است شاهد کمرنگ شدن اجرای این فریضه الهی باشیم. البته در اسلام تجسس در زندگی خصوصی افراد ممنوع است، ولی با متجاهر به فسق که سلامت اخلاقی و اجتماعی جامعه را به خطر می اندازد، باید برخورد شود. نهادهای فرهنگی باید با طراحی برنامه های فرهنگی تمیز، به تعبیر مقام معظم رهبری، در این عرصه وارد شده و این جو وارداتی نادرست را بشکنند و مردم را، فارغ از اینکه این مسئله یک حکم الهی و دینی است، به آثار مثبت اجتماعی فراوان آن توجه دهند. وقتی برای مردم ملموس شود که یک قانون چقدر می تواند برای آنها مفید باشد، از دل و جان به سمت عمل کردن به آن قانون خواهند رفت و طبیعتاً گام مهمی در جهت همگانی کردن عمل به آن قانون برداشته خواهد شد./
 
با تشکر از حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد غفوری نژاد که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند. 
مصاحبه از: فهیمه عشرتی خلیل آباد
 
خبرهای مرتبط:
تمامی حقوق مادی و معنوی این پايگاه متعلق به سازمان بسيج پيشكسوتان جهاد و شهادت مي باشد