کاربر گرامی به منظورنمایش بهتر از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید
  • امام خامنه ای(مدظله العالی): شاخص دیگر استكبار حق‌ناپذیری است؛ نه حرف حق را میپذیرند، نه حقّ ملّتها را میپذیرند؛ حق‌ناپذیرِ مطلق.
جمعه, 24 آذر 1396
-A A +A

بیانات در دیدار دانشمندان هسته‌ای

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 خيلىخوشحالم از اينكه شما عزيزان را، برادران و خواهران ارزشمندِ فعال در يك عرصه‌ىافتخارآفرينِ ملى و تاريخى را امروز اينجا زيارت ميكنم. البته پشت سر شماها ما، همخيلى از شماها ذكر خير كرديم، هم خيلى قلباً به شماها علاقه و ارادت داريم. امروزهم يك فرصتى است كه شفاهاً و روبه‌رو به شماها اظهار اخلاص و ارادت كنيم. خدا راشكر ميكنيم. البته اين نعمتها از خداست. همه‌ى نعمتها از سوى پروردگار عالم است؛«مابكم من نعمة فمن اللَّه». نعمتِ داشتن نيروهاى انسانىِ كارآمد و هوشمند ودانشمند و خوشفكر و پرانگيزه هم يك نعمتى است؛ اين هم از نعمتهاى الهى است. از شماكه تشكر ميكنيم، به جاى خود محفوظ؛ اما به خاطر اينكه خداى متعال شما را به اين ملتو به اين نظام داد، از خداى متعال هم خيلى تشكر ميكنيم.

 يك نكته اين است كههر انسانى در هر منطقه و قلمروئى كه مشغول خدمت است، قدر آن خدمت را درست بداند. اگر قدر اين خدمت به وسيله‌ى خود آن انسان خدوم دانسته شد، اين كار و اين خدمت بهبهترين وجهى ادامه پيدا خواهد كرد؛ اما اگر نه، آن كسى كه دارد اين سنگر را نگهبانىميكند، روى اين برج ايستاده، دارد اطراف اين حصار را ديده‌بانى ميكند، در اين نقطهايستاده، دارد اين كار مهم را انجام ميدهد، ندانست اهميت اين كار چقدر است، طبيعىاست كه غفلت كند، چرت بزند و رها كند. پس اولين مسئله اين است كه ما بدانيم چه كاربزرگى را در قلمرو كار خودمان داريم انجام ميدهيم.

من فقط يك جمله عرضبكنم. البته كار شماها خيلى ابعاد مختلفى دارد؛ يك بعدش اين است كه احساس عزت ملىرا به اين ملت و به اين كشور داد؛ اين چيزِ خيلى مهمى است. ملتها آن وقتى گرفتارميشوند كه عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتى به‌رايگان نوكرى ديگران را قبولميكنند كه ارزش خودشان را فراموش كنند. عزت نفس اين است. يك ملت مظلوم آن وقتى بهپا ميخيزد - مثل همين ملتهاى شمال آفريقا و بعضى كشورهاى ديگر - كه احساس كند عزتىدارد كه در طول زمان پايمال شده؛ آن وقت ديگر برميخيزد و هيچ نيروئى نميتواند او رابنشاند؛ كه داريد مشاهده ميكنيد؛ اين اتفاق افتاده. عزت نفس اين است. انقلاب به ملتما، به كشور ما عزت نفس داد. بارها و بارها سعى كردند توى سر فكر و روحيه‌ى اين ملتبزنند، بگويند شماها نميتوانيد؛ بله، انقلاب كرديد، اما نميتوانيد خودتان را ادارهكنيد؛ نميتوانيد پيش برويد؛ نميتوانيد پا به پاى دنيا حركت كنيد. هر پيشرفتعلمى‌اى، يك حركت بزرگ و يك بشارت بزرگ به اين ملت است كه ميتواند؛ و اين كار شماها- مسئله‌ى هسته‌اى - توانست به اين ملت عزت نفس بدهد. اين يكى از ابعاد اهميت كارشماست.

اين ارزشها را نميشود با محاسبه‌ى مادى سنجيد. البته دنياى مادىهمه‌ى اين چيزها را با پول ميسنجد؛ همه ارزشهاى بشرى هم در نهايت منتهى ميشود بهپول؛ گرفتارى دنياى مادى هم اين است، و همين است كه قطعاً اينها را زمين خواهد زد. ليكن حقيقت قضيه اين است كه يك چيزهائى اصلاً با پول قابل سنجش نيست. حالا ممكن استانسان در مقام مقايسه، مسامحتاً اسم پول را هم بياورد. من رفته بودم به يكى از ايناستانهاى كشور. جزو ديدارهائى كه داشتيم، ديدار با دانشگاهى‌ها و دانشجوها و اساتيدو اينها بود؛ ديدار خيلى پرشورِ قشنگى بود. يكى از اساتيد آنجا كه دانشمندى است- من او را ميشناختم و هست - سخنرانى كرد. چند نفر سخنرانى كردند؛ از جمله اين مرددانشمند سخنرانى كرد. براى اينكه توجه اين بنده‌ى حقير و مجموعه‌ى دستگاه را به ايناستان جلب كند، امتيازات اين استان را ميگفت؛ كه مثلاً اين امتياز را دارد، اينامتياز را دارد، اينها مثلاً اينقدر ميليارد مى‌ارزد و جا دارد كه اينقدر خرج بشود. مضمون حرفى كه آن وقت زدم - حالا الفاظش را دقيق نميتوانم به ياد بياورم - اين بودكه گفتم شما اين چيزهائى را كه ذكر كرديد، مادى است؛ خود شما چند ميليارد بيشتر ازاينها مى‌ارزيد. يك دانشمند و استادى توى يك شهرى، توى يك مركز استانى، مگر قابلمقايسه است با امتيازات مادى يك استان؟ فكر اين است، انسان اين است، شخصيت اين است. بايد بدانيد كارى كه ميكنيد، مهم است.

البته ابعاد كار - همين‌طور كه گفتم- خيلى متعدد است. در تبليغات سعى كردند و ميكنند كه وانمود كنند اين يك كار صرفاًايدئولوژيك است؛ يعنى به منافع ملت و منافع كشور ارتباط ندارد؛ در حالى كه كار شمايك كارى است كه مستقيماً به منافع ملى ارتباط دارد. كار انرژى هسته‌اى اين است؛مستقيماً به منافع ملى ارتباط پيدا ميكند. در گزارشى كه الان آقاى دكتر عباسىدادند، بخشى از جوانب ارتباطش به منافع ملى ذكر شده. انرژى هسته‌اى كارى است براىملت، براى كشور، براى آينده.

مستكبران عالم و كسانى كه حكمرانى دنيا را حقخودشان ميدانند - كه همين كشورهاى مستكبرند - اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ىجهانى؛ در حالى كه جامعه‌ى جهانى اينها نيستند؛ جامعه‌ى جهانى ملتهايند و دولتهاىآنها. چند تا كشور اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ى جهانى، و به نام جامعه‌ى جهانىحكم صادر ميكنند، حرف ميزنند، رد ميكنند، اظهار توقع ميكنند! اين چند كشور تسلطشانبر دنيا را به واسطه‌ى انحصار علم و انحصار فناورى تعريف كردند. بخشى از اينهياهوئى كه اينها ميكنند، به خاطر اين است كه اين انحصار شكسته نشود. اگر چنانچهملتها بتوانند در قضيه‌ى هسته‌اى، در قضيه‌ى فضا، در مسائل الكترونيك، در مسائلگوناگون صنعتى، فناورى و علمى پيش بروند، راهى براى سيادت زورگويانه و قلدرانه‌ىاينها بر دنيا باقى نخواهد ماند.

یكى از بزرگترين جنايتهائى كه به بشريتشد، اين بود كه در انقلاب صنعتى در دنيا در اين دو سه قرن، علم وسيله‌اى شد براىزورگوئى. انگليسها كه جزو پيشروان انقلاب صنعتى بودند، از اين امكانِ خودشاناستفاده كردند براى راه افتادن در اطراف دنيا و به زنجير كشيدن ملتها. شما ميدانيددر دوران حاكميت انگليسها در شبه‌قاره، در اين صحنه‌ى بزرگ و ثروتمند چه گذشت؟ فقطهم شبه‌قاره نبوده؛ تمام منطقه‌ى شرق آسيا سالهاى متمادى - بيش از يك قرن - زيرچكمه‌ى اينها بوده و با ابزار علم كه اينها داشتند، بر مردم مسلط شدند؛ مردم به جانآمدند، چه انسانهائى نابود شدند، چه آرزوهائى نابود شد، چه ملتهائى عقب افتادند، چهكشورهائى خراب شدند. اينها از ابزار علم يك چنين استفاده‌اى كردند. اين بزرگترينخيانت به علم است؛ همچنان كه بزرگترين خيانت به بشريت است. اينها ميخواهند اينانحصار شكسته نشود. هر ملتى كه بتواند با استقلال - نه زير بليط آنها و با مجوزآنها و در اختيار آنها و در مشت آنها - روى پاى خود بايستد، يك ضربه به اين انحصارزده؛ و اين كار امروز خوشبختانه در ايران راه افتاده.

بايد با جديتِ تماماين رشته‌ى مهم و اين كار اساسى و بزرگ را پيگيرى كنيد، دنبال كنيد. به خدا توكلكنيد و خداى متعال هم به شما كمك خواهد كرد. استعداد هست، ظرفيت انسانى هست، ظرفيتطبيعى هست؛ خوشبختانه امروز ظرفيت سياسى هم به طور كامل وجود دارد. گاهى ظرفيتهاىطبيعى و انسانى هست، اما ظرفيتهاى سياسى وجود ندارد؛ تسلط دشمن اجازه نميدهد كه اينملت نفس بكشد و اين ظرفيتهاى انسانى و طبيعى به عرصه بيايند. انقلاب آمده، اينظرفيت سياسى را هم به وجود آورده؛ ميتوانيد پيش برويد و بايد پيشبرويد.

جنجالى كه راه مى‌اندازند، با هدف اين است كه ما را متوقف كنند. ميدانند كه ما دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم؛ اين را فهميده‌اند، دانسته‌اند. من شكندارم كه دستگاه‌هاى تصميم‌گير و تصميم‌ساز در اين كشورهائى كه جلوى ماايستاده‌اند، اطلاع دارند و ميدانند كه ما دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم. واقعاً سلاحهسته‌اى به صرفه‌ى ما نيست؛ علاوه بر اينكه از لحاظ فكرى و نظرى و فقهى، ما اين كاررا خلاف ميدانيم و اين حركت را حركت خلافى ميدانيم. ما استفاده‌ى از اين تسليحات راگناه بزرگ ميدانيم و نگهداشتنش را يك كار بيهوده‌ى پرضررِ پرخطر ميدانيم و هرگزدنبالش هم نميرويم. آنها هم اين را ميدانند، اما روى اين نقطه فشار مى‌آورند براىاينكه اين حركت را متوقف كنند.

ما ميخواهيم به دنيا اثبات كنيم كه داشتنسلاح هسته‌اى، قدرت‌آفرين نيست؛ به دليل اينكه قدرتهائى كه سلاح هسته‌اى دارند،امروز داراى سخت‌ترين مشكلاتند. آنها با تهديد هسته‌اى بر دنيا مسلط شدند، اماامروز اين تهديد ديگر كاربرد ندارد. ما ميخواهيم بگوئيم ما دنبال سلاح هسته‌اىنيستيم و اقتدار را در سلاح هسته‌اى نميدانيم و اقتدار متكى به سلاح هسته‌اى را همميتوانيم بشكنيم. ان‌شاءاللَّه اين ملت اين كار را خواهد كرد.

البته من اينرا به شما عرض بكنم؛ شماها ميدانيد، اين فشارهائى كه اينها مى‌آورند - فشار تحريم وتهديد و ترور و اينها - نشانه‌ى ضعف اينهاست؛ اين نشان ميدهد كه هرچه آنها ميكنند،ملت ما را مستحكمتر و پايدارتر ميكند. ملت ميفهمد كه درست به خال زده، ميفهمد كههدف را درست انتخاب كرده، حركت را خوب پيش برده؛ لذا دشمن را عصبانى و خشمگينكرده.

اين حركت هم فقط حركت هسته‌اى نيست. خب، امروز بهانه‌ى آنها بهانه‌ىهسته‌اى است؛ تحريم ميكنند، به بهانه‌ى هسته‌اى. مگر چند سال مسئله‌ى هسته‌اى دركشور ما مطرح است؟ سى سال است كه تحريمها وجود دارد. آن وقتى كه مسئله‌ى هسته‌اىنبود، چرا تحريم ميكردند؟ مسئله، مسئله‌ى مقابله و معارضه‌ى با ملتى است كه خواستهاست مستقل باشد، خواسته زير بار ظلم نرود، خواسته ظالم را افشاء كند و در مقابلظلمِ ظالم بايستد و اين پيام را به همه‌ى دنيا بدهد؛ داده‌ايم، ان‌شاءاللَّه بيشترهم خواهيم داد. تحريم و فشار سياسى و اينها هم اثرى نخواهد كرد. وقتى كه يك ملتتصميم ميگيرد بايستد، وقتى كه به حمايت الهى و به قدرت درونى خود و استعداد درونىخود باور داشت و باور كرد، چيزى نميتواند جلوى او را بگيرد.

من توصيه‌اماين است: همتهاتان را بالا ببريد. در مجموعه‌ى سازمانتان، در بين همه‌ى افرادى كهاين مهم را بر عهده گرفته‌اند، انگيزه را براى ادامه‌ى اين راه افزايش بدهيد. كارتان كار بزرگى است، كار مهمى است و ان‌شاءاللَّه براى اين كشور آينده‌ساز است. مسئله اين نيست كه ما خواهيم توانست از صنعت هسته‌اى براى مصارفى كه به سود منافعملى است، استفاده كنيم؛ مسئله اين است كه اين حركت، به جوانهاى اين كشور، دانشمنداناين كشور، آحاد مردم اين كشور، عزم و تصميم راسخ ميبخشد و آنها را در اين راهثابت‌قدم ميدارد؛ اين مهم است. اين ايستاده نگهداشتن ملت و پرانگيزه نگهداشتن آحادملت، منافع و استفاده‌هايش از خود اين صنعت مهمتر است؛ اين كار را شما داريد انجامميدهيد و ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم كمكتان خواهد كرد.

ما هم شما را دعاميكنيم. هر جا هم كه لازم باشد ما پشتيبانى كنيم، بنده كمكى بكنم، قطعاً اين كار راخواهيم كرد. ما معتقديم كه ان‌شاءاللَّه شما هم موانع را يكى پس از ديگرى از سرراهتان برميداريد و پيش خواهيد رفت. ان‌شاءاللَّه فرداى شما از امروز شما بمراتببهتر خواهد بود.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

خبرهای مرتبط:
تمامی حقوق مادی و معنوی این پايگاه متعلق به سازمان بسيج پيشكسوتان جهاد و شهادت مي باشد