شنبه 5 مهر 1393 | 09:31
اختصاصی / مصاحبه
مصاحبه با پیشکسوت بسیجی برادر محمد جواد اسلامی
مصاحبه با پیشکسوت بسیجی برادر محمد جواد اسلامی
ولایت امام خامنه ای است که اسرائیل این چهارمین ارتش دنیا را به شکست و تسلیم و زبونی در جنگ های 33 روزه لبنان،18 روزه و 8 روزه و 50 روزه غزه انداخته است و انشاا... پرچم یا لثارات الحسین و عزت و افتخار حسینی را معظم له به دست صاحب اصلی اسلام و ایران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) خواهد رساند.

 

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس"پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت" مصاحبه ای با یکی از یادگاران دوران دفاع مقدس برادر محمد جواد اسلامی  داشته است که به شرح زیر می باشد :

 

1-  لطفا خود را معرفی نموده و مختصری از سوابق خود در دوران دفاع مقدس را بیان فرمایید.

محمد جواد اسلامی فرزند مرحوم حاج شیخ عبدالستار اسلامی که از مجتهدین و علمای شهر آبادان بودند و در اوایل دفاع مقدس با حفظ کانون مسجد صاحب الزمان (ع) مردم را به مقاومت و ایستادگی فراخواندند و پس از بیماری شدید و محاصره شهر بالاجبار از شهر مهاجرت نمودند،اینجانب سال 58 به سپاه پیوستم و در حفاظت از مناطق حساس شهر تا اوایل جنگ شرکت داشتم و پس از آموزش دوره تکمیلی در پادگان تیپ 23تکاور نوهد ارتش به ستادجنگ های نامنظم شهید چمران پیوستم و سپس در یگانهای تیپ 25 کربلا،قرارگاه سپاه هفتم حدید،لشگر 5 نصر-تیپ15 امام حسن (ع) و لشگر 7 ولی عصر (عج) تا اواخر جنگ حضور داشتم.

2-با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و شروع جنگ تحمیلی شما به چه کار مشغول بودید.

همزمان با تحصیل در دبیرستان رازی شهر آبادان بر فعالیت های تبلیغی در دبیرستان در قالب انجمن اسلامی و مسجد صاحب الزمان (عج) و کانون نورالمهدی مسجد موسی ابن جعفر(ع) بر امر تبلیغ و تدریس و حمایت و حفاظت از انقلاب اسلامی مشغول بودم و از قبل از شروع جنگ تحمیلی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب گروه های ذخیره بر حفاظت از نقاط حساس شهر (همانند جزیره مینو- دادگاه انقلاب- صداوسیما و ...) مشغول بودم.

3-چه عواملی باعث شد تا به شغل مقدس پاسداری را انتخاب کنید ، کمی توضیح دهید.

انقلاب اسلامی محصول تلاش ها و ایستادگی نسل های متمادی از علمای دینی و متدینین و رهبری های حکیمانه و خالصانه حضرت روح الله (ره) و مردم مقاوم است که با خون شهیدان و صبر و استقامت امت شهید پرور به ثمر رسید و دماغ ظالمان را به خاک مالید و محیطی از ایمان و آگاهی و بصیرت نسبت به وظیفه انسانی و الهی را برای ملت ایران و جهان اسلام و مستضعفین پدید آورد و اینجانب یکی از کوچکترین های علاقه مندان به حفظ و پاسداری همه جانبه از انقلاب اسلامی بودم.

4-مهمترین عملیاتی که در آن شرکت فعال داشته اید را بیان فرموده و یک خاطره از آن عملیات را به امت حزب الله هدیه فرمایید.

عملیات های زیادی به توفیق الهی شرکت داشتم و خاطره تسخیر جاده خرمشهر در شب یازدهم اردیبهشت سال 61 به عنوان فرمانده گردان شهید مطهری در تیپ 25 کربلا را تقدیم می نمایم. انتخاب منطقه اصلی برای حمله به خطوط پدافندی دشمن از بخش جنوبی خرمشهر واقع در جزیره آبادان در منطقه کوت شیخ مقابل شهر خرمشهرکه کمترین فاصله را با خرمشهرداشت مستلزم عبور از کارون و سیم خاردار و استحکامات بی شمار و میادین مین خرمشهر و نیروی متراکم دشمن بود، تک به نیروهای بعثی از جبهه نورد ابتدای جاده اهواز به خرمشهر از مبدا دب حردان نیز با استحکامات و نیروی فراوان روبرو می شدیم و فاصله زیادی تا خرمشهر داشت،عبور از کرخه نور و حمله به هویزه  نیز مستلزم عبور از استحکامات و نیروی متراکم دشمن را در پی داشت و همچنین فاصله زیادی تا خرمشهر به عنوان هدف اصلی بود انتخاب منطقه روستای نثار کوچک و بزرگ تا روستای محمدیه بعد از دارخوین در جاده اهواز به آبادان و عبور از رودخانه کارون برای شکستن کمر دشمن بسیار عاقلانه و حکیمانه بود و گردان شهید مطهری (ره) به فرماندهی این کمترین پس از شکستن خط دشمن درمرکز منطقه ( روستای سید عبود)  با در اختیار داشتن چند نفر بر پی ام پی  بدون فوت وقت و در ساعت اولیه عملیات قبل از اذان صبح و قبل از روشنایی شخصا نیروهای گردان را سوار بر نفربرها نموده و باپیاده شدن از نفربرها در کنار جاده خرمشهر باهدایت نیروها  جاده را  قبل از این که دشمن ازخاکریز بلند و مستحکم به اندازه حتی شلیک یک تیر استفاده کند پشت سد دفاعی دشمن به بلندای 7 متر پدافند نمودیم (دشمن در شرق جاده خرمشهر اهواز خاکریزی به بلندای هفت هشت متربرای حفاظت از جاده خرمشهروایجاد دژدفاعی برای مقابله با حمله رزمندگان اسلام ایجاد کرده بود)و اولین سجده شکر بر جاده خرمشهر توسط اینجانب به انجام رسید و جاده خرمشهر در قلب منطقه نبردتا رسیدن سایر نیروها با استعانت امام زمان عج حفظ نمودیم  و، و با حمله به قرارگاه تیپ دشمن در غرب جاده امکان استفاده دشمن را از جاده و سد دفاعی اش راسلب نمائیم.

5- آیا به درجه جانبازی نائل شده اید از چه ناحیه و در کدام عملیات کمی توضیح دهید.

در منطقه دهلاویه از ناحیه پا قبل از عملیات ودر عملیات طریق القدس از ناحیه صورت سوختم .

در عملیات خیبر در روستای الصخره از ناحیه پا  ترکش خوردم .

در عملیات محرم در شهرک زبیدات براصابت گلوله تانک در  کنارم وموج انفجار آن   پارگی پرده گوشها نصیبم شد.  

6-با کدام شهید بیشتر مانوس بودید؟یاد او را با بیان یک خاطره از ایشان گرامی دارید.

شهید حافظ الدین(علی) لطیفی فرزند یکی از علمای همدان و مقیم قم در عملیات های نصر (هویزه) در 16 دی ماه 59 و عملیات پدافندی مالکیه علیا در سوسنگرد پس از شکست عملیات نصر و مقاومت در حالی که  کمترین امکانات زیستی و تجهیزات پدافندی  از قبیل آب،گونی - خودرو و مهمات کمبود داشتیم و در حالی که در محاصره بودیم و با فاصله 20 متری دشمن ( فاصله رودخانه نیسان) بودیم.ایشان با شجاعت تمام و هدایت نیروها برای اجرای 20 عملیات ایذایی و اجرای آتش توپخانه و خمپاره انداز و آر پی جی و نارنجک تفنکی سنگرهای محل استقرار دشمن را تخریب و اعصابشان را به هم ریخت که مجبور به تخلیه نقاط نزدیک به خط خودی درروستای حاجیه شدند،این عملیات ها  فقط از شجاعت و شهامت لطیفی و مهربانی و مدیریت او با نیروهایش بود که انجام شد این مردخدا در دهلاویه با ذکر فزت و رب الکعبه پس از مجروحیت شدید و قطع پا و خونریزی بسیار به شهادت رسید و در گلزار شیخان قم بالای سر مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی  دفن شد.

7-یک تجربه آموزنده از دوران دفاع مقدس را که بتواند سرمشق جوانان عزیز قرار گیرد بیان فرمایید.

دفاع مقدس تجربه های شیرین و درس آموز بسیار دارد که مهمترین آنها نقش ایمان به خدا و پیامبر (ص) و ائمه اطهار و عشق به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش و محبت وعشق  و صف ناپذیر رزمندگان به امام خمینی (ره) بود که از نوجوانان وجوانان وپیران  مردانی سترگ و صبور و ایثارگر ساخت، این اعتقاد و ایمان و محبت را نگهبان باشیم.