دوشنبه 30 فروردین 1395 | 16:39
دیدار جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید علیرضا موحدی دانش
دعای همسر برای شهادت شهید علیرضا موحدی دانش / پاره کردن سیم مخابرات با دندان
دعای همسر برای شهادت شهید علیرضا موحدی دانش / پاره کردن سیم مخابرات با دندان
همسر شهید علیرضا موحدی دانش: آخرین بار که می رفتند به من گفتند از شما فقط یک درخواست دارم و آن این است که دعا کنید من شهید بشوم، زیرا آرزوی من شهادت است و من برای شهادت حاج علی دعا کردم.

 

 

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت"  جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت شامل سردار کریم پور مدیر مسئول نشریه سازمان، سردار افروز جانشین سازمان، برادر امیر آبادی و برادر آذرنیا از همرزمان و دوستان شهید با خانواده شهید علیرضا موحدی دانش دیدار داشتند، در این نشست صمیمانه که بیش از یک ساعت طول کشید، گفتگویی در خصوص ویژگی های اخلاقی آن شهید انجام شد که خلاصه ای از آن به این شرح است:

همسر شهید موحدی دانش به ویژگی های اخلاقی شهید اشاره داشت و گفت:  کل زندگی مشترک ما به 3 ماه هم نمی رسد، در این مدت درس های زیادی را از حاج علی آموختم، ایشان به نماز اول وقت اهمیت ویژه ای می داد ،  مطالعه فراوان داشت و مشکلات کار را به داخل خانه منتقل نمی کرد.

 

{همسر شهید موحدی دانش}

همسر شهید موحدی دانش به ماجرای قطع دست همسر خود اشاره داشت و اظهار داشت: در منطقه بازی دراز حاج علی یک دست خود را از دست داد برای اینکه نیروهایش از ماجرا باخبر نشوند و موجب کاهش روحیه آنها نشود، دست قطع شده خود را در کاپشن کرده بود و چقدر دنبال دست بریده شده گشت تا انگشتری که در دست داشت را در بیاورد، در بیمارستان هم اجازه بیهوش کردن خود را به پزشک نمی دهد و در حالتی که بی هوش نبود دستش را عمل کردند.

 

 

 سردار افروز نکته ای درباره مقاومت شهید موحدی دانش  بیان کرد:  شهید موحدی دانش یک دست خود را از دست می دهد و با وجود درد فراوان و رفتن مقدار زیادی خون، دست بریده اش را با دست دیگر می گیرد تا کسی متوجه نشود و در تاریکی نیروهای خود را هدایت می کند و بعد از استقرار نیروها فرد جانشین را مشخص   و بعد از آن برای درمان اقدام می کند و بلافاصله پس از درمان به یگان بر می گردد و این برای نسل جوان باید الگو باشد.

 

 

برادر آذرنیا خاطره ای از زمان شهادت شهید موحدی دانش بیان کرد و گفت: شهید حاج علی سیم مخابراتی عراق را پیدا کرد، سیم مخابرات بسیار ضخیم و محکم است به طوری که با سیم چین هم به سختی می توان پاره اش کرد، شهید هرقدر تلاش می کند نمی تواند آن را پاره کند و سیم را لای دندان می گذارد با آن یک دست این قدر سیم را تکان می دهد تا سیم را پاره می کند،  تقریبا همانجا مین به حاج علی اصابت می کند و به شهادت می رسد.

 

 

همسر شهید از دعای آخر در حق شهید موحدی دانش و  نحوه آگاهی از شهادت همسر برای ما خاطره ای بیان کرد: آخرین بار که می رفت به من گفت از شما فقط یک درخواست دارم و آن این است که دعا کنید من شهید بشوم، زیرا آرزوی من شهادت است و من برای شهادت حاج علی دعا کردم.

زمانی که حاج علی شهید شدند از طرف سپاه آمدند تا خبر را به پدر شوهرم بدهند، من شب قبل خواب شهادت حاج علی را دیده بودم و مطمئن بوم که حاج علی شهید شده است، پدر شوهرم بعد از اطلاع از شهادت حاج علی چیزی به من نگفتند، و برای پیدا کردن وصیتنامه من را به خانه خاله علی آقا فرستادند، در هنگام برگشت پدر شوهرم از شهادت و صبر و ... صحبت می کرد و خبر شهادت را به من داد.

 

{دختر و همسر شهید موحدی دانش}

{نوه شهید موحدی دانش}