دوشنبه 8 خرداد 1396 | 14:44
دیدار جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید اکبر آقابابایی
نگاه به صورت مادر کار روزانه شهید بود / عدم دعا برای شفای خود در مرقد حضرت رقیه(س)
نگاه به صورت مادر کار روزانه شهید بود / عدم دعا برای شفای خود در مرقد حضرت رقیه(س)
شهید حاج اکبر آقابابایی: ای ناز دانه ای که بدون کفش 40 منزل شما را گرداندند با وجود خار و سنگ و ... من برای شفای خودم نیامدم، آمدم شفای تمام مریض هایی که پول ندارند در بیمارستان بستری بشوند را بگیرم.

 

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت" جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید اکبر آقابابایی دیدار داشتند، که خلاصه ای از آن به این شرح است:

مادر شهید حاج اکبر آقابابایی از فرزند شهیدش گفت: من حاج اکبر را بعد از شهادت شناختم، حاج اکبر قبل از انقلاب فعالیت بر علیه شاه داشت و ساک ایشان پر از اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) بود و آن ها را پخش می کرد. در تظاهرات بر علیه شاه شرکت می کرد و حتی در راهپیمایی روز عاشورا به من گفت: مادر چرا راهپیمایی نمی آیی؟ من گفتم پدرت اجازه نمی دهد، حاج اکبر گفت: اگر پدر بگوید نماز نخوان شما نمی خوانی؟ آماده شوید تا برویم.

زمانی که به سوریه و مرقد حضرت رقیه(س) رفته بودیم با زبان بسیار سوزناک و دلنشین دعا می کرد و می گفت: ای ناز دانه ای که بدون کفش 40 منزل شما را گرداندند با وجود خار و سنگ و ... من برای شفای خودم نیامدم، آمدم شفای تمام مریض هایی که پول ندارند در بیمارستان بستری بشوند را بگیرم.

بسیار انسان دست به خیر و به فکر نیازمندان بود و پول های زیادی را قرض و وام می داد، بسیار مردمی بود و کسانی که شاید جایگاه اجتماعی پایین تری داشتند را بیشتر دوست داشت و معاشرت می کرد.

مادر شهید به توجهات شهید اشاراتی داشت و گفت: بارها در مشکلات و گرفتاری ها کمک حاج اکبر را دیده ام، یک بار سر قبر حاج اکبر رفته بود کیف پول خود را گم کردم و حواسم نبود، دیر وقت و تاریک شده بود، من از شهید درخواست کمک کردم، در مدت کمی دو نفر از آشنایان به پیش من آمدند و گفتند ما باید شما را به خانه برسانیم.

شهید احترام خاصی به مادرش داشت، مادر در این باره اظهار داشت: وقتی حاج اکبر از بیرون می آمد خانه دستهای من را می بوسید، من دستهای خود را عقب می کشیدم، ایشان بر روی دو پای من می افتاد و پای من را می بوسید و هر روز می آمد پیش من و کنار می نشست و فقط نگاهم می کرد.

برادر شهید حاج اکبر آقابابایی درباره شهید گفت: من 10 سال از حاج اکبر کوچک تر بودم و از بچه گی و دوران دفاع مقدس همیشه پیش برادر بودم و در ترک موتور ایشان بودم، مهمترین خصوصیت شهید این بود که از خودش گذشته بود و به دیگران رسیدگی می کرد.

تشییع جنازه ایشان با وجود اینکه غیر تعطیل بود یکی از باشکوهترین تشییع جنازه اصفهان بود، در مراسم ختم حاج اکبر انسان هایی با تیپ های متفاوت و عجیب وارد مسجد می شدند و ما فهمیدیم ایشان در دل های اکثر انسانها جای دارد.

در کمک به نیازمندان می گفت: اون دستی که به سمت شما دراز شده دست خدا است اگر گدایی می کند یک ضعفی دارد.

 

 

 

 

 

تهیه و تنظیم : امین حرثی

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
CAPTCHA
لطفا به این سوال برای جلوگیری از ارسال اسپم پاسخ دهید. CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.