این مطلب ۱۰ بار خوانده شده
دیدار جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید حسن آیت

لزوم شرکت در درس اخلاق / عدم استفاده شخصی از جایگاه

همسر شهید حسن آیت: شهید اهل ریا نبود به اخلاق اهمیت می داد و اعتقاد داشت درس اخلاق را همه باید شرکت کنند و در آموزش و پرورش درس اخلاق تدریس شود.
نسخه مناسب چاپ

 

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت"  جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید حسن آیت دیدار داشتند، که خلاصه ای از آن به این شرح است:

همسر شهید آیت به ویژگی های شهید اشاره و گفت: شهید آیت زندگی سیاسی داشت، تمام فکر و ذهن ایشان سیاست بود و دل و جرات کار سیاسی را داشت و از شخصی نمی ترسید ، در ماجرای نوار و فضاسازی هایی که انجام شد بر علیه شهید ایشان خیلی خونسرد بود.

 

 

همسر شهید ادامه داد: انسان جدی بود و اهل شوخی نبود، به اون مسئله ای که فکر می کرد عمل می کرد ، اصلا اهل ریا نبود و از مقام و جایگاه هیچ استفاده شخصی نمی کرد، به اخلاق اهمیت می داد و اعتقاد داشت درس اخلاق را همه باید شرکت کنند و در آموزش و پرورش درس اخلاق تدریس شود.

 

 

همسر شهید به تهدید های مختلف در زمان شهید اشاره و اظهار داشت: زمانی بود که از طریق مختلف شهید آیت را تهدید می کردند و خیلی ها به ایشان سفارش کردند خانه را تغییر بده ولی ایشان قبول نمی کرد، دنبال مادیات نبود و ما هم راه شهید را ادامه دادیم.

 

 

 

 

زندگینامه شهید دکتر حسن آیت (منبع : اصفهان بیدار)

دکتر سید حسن آیت در سوم تیرماه سال ۱۳۱۷ در شهرستان نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و در خانواده‌ای روستایی و مذهبی پرورش یافت. او پس از گذراندن دوران دبستان و دبیرستان، در نجف آباد تحصیلات عالیه خود را در رشته‌های علوم اجتماعی، حقوق، ادبیات، جامعه شناسی و روزنامه‌نگاری در تهران به اتمام رساند و همزمان با کسب علم و دانش در دانشگاه، دروس حوزوی را نیز آموخت و به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه تسلط کامل داشت. او در مبارزات نهضت ملی شدن صنعت نفت تلاش زیادی نمود و پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد مصمم‌تر از پیش به مبارزه خود ادامه داد. وی در سال ۱۳۴۰ با کمک دوستانش اقدام به ایجاد تشکیلات سیاسی- نظامی‌ نمود که این گروه با نفوذ در ارگانهای رژیم پهلوی به ویژه گارد جاویدان و ارتش مخصوصا نیروهایی دریایی آن، شاخه‌های مخفی تشکیل داد که در پیروزی انقلاب اسلامی‌ خدمات ارزند‌ه‌ای ارایه کردند. وی با آغاز نهضت اسلامی‌ به خاطر چاپ و نشر اعلامیه توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. ایشان در حوزه علمیه قم، دانشگاه‌های مختلف تهران و مدارس عالی قم، اراک و لاهیجان به تدریس پرداخته و اذهان دانشجویان را بیدار ساخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ علاوه بر کار تدریس، نمایندگی مردم نجف آباد را در مجلس خبرگان به عهده گرفت و با عضویت در هیات رییسه نقش اساسی در تصویب اصل ولایت فقیه ایفا کرد. سپس از طرف مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی‌ انتخاب گردید. دکتر آیت از همان ابتدا عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی‌ ایران شد و با انجام تحقیقاتی در جهت شناساندن غرب گرایان فعالیت بسیار نمود. چون اصل مهم در زندگی او اسلام و انقلاب بود به همین خاطر در این راه از هیچ تهدید و ارعابی نهراسید و در اعتقاد خود استوار بود.

 

 

دکتر آیت در دفاع از ولایت می‌گفت: «ما ولایت فقیه را باید مثل سدی در مقابل نفوذ غرب‌گرایی در کشور به وجود بیاوریم.» وی با نگرش خاصی مسأله فرماندهی کل قوا را جزو اختیارات ولی فقیه پیشنهاد کرد که همین امر نقش به سزایی در سرنوشت انقلاب ما داشت. او در این رابطه سخنرانی‌های زیادی در مجلس خبرگان در حضور بنی‌صدر و گروه مخالف انجام داد که هنوز سخنانش شاهد صادق حمایت مخلصانه او از ولایت فقیه است.

 

 

دکتر سید حسن آیت همیشه با مسایل اصولی برخورد می‌کرد، هیچگاه غیر منطقی نبود و می‌کوشید مشکلات به صورت شخصی مطرح نشود و اگر با شخصی مخالفت داشت آن را مخالف دو جریان یا دو خط فکری می‌دانست. با همین منطق بود که در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۶۰، در مخالفت با وزارت خارجه میرحسین موسوی در مجلس شورای اسلامی که تنها یک هفته بعد از انفجار حزب جمهوری اسلامی صورت گرفت، چنین گفت: «…‌ در این شرایط حساس،‌ در این شرایطی که ملت هم عزادار است و هم دچار موفقیتهایی شده است، نمی خواستم صحبت کنم اما در محظور بودم…اگر ایشان الآن هم به این سئوال من پاسخ بگویند شاید مساله حل شده است که آیا ایشان مصدقِ را قبول دارند که امام می فرمایند مصدق به اسلام سیلی زد،‌ مصدق مسلم نبود، در زمان مصدق به چشم سگ عینک زدند و روی آن نوشته آیت الله…یا مصدق سرمقاله ۲۸ تیر ۱۳۵۸ و ۱۴ اسفند ۱۳۵۸و مقاله اخیری که تحت عنوان “خیابان مصدق” نوشتند؟ …مطلب زیاد است ولی شرایط کنونی را من مناسب برای طرح این مسائل نمی دانم ولی این سئوال را دلم می خواهد که ایشان صریحا جواب بدهند. » البته او گویا اسناد دیگری نیز در خصوص عدم صلاحیت موسوی داشته است که در لحظه شهادت نیز برخی سخن از همراه بودن اسنادی در این ارتباط با او سخن می گویند و از آنجایی که دکتر آیت شناخت کاملی از بنی‌صدر داشت و درصدد افشای چهره پنهان او بود، بنی‌صدر نیز تلاش می‌کرد تا او را به طرف خودش جذب کند و بین وی و حزب جمهوری اسلامی‌ فاصله ایجاد نماید ولی دکتر آیت استوار ایستاد و گفت: «من تو را قبول ندارم و در خط اصیل اسلام نمی‌بینم و معتقدم روش تو با روش ولایت فقیه هماهنگی ندارد …مطمئن باش که هر گونه انحرافی از تو ببینم به عنوان اولین نفر، انتقاد خواهم کرد.» این مصادیق به خوبی بیانگر صراحت او با جریان های انحرافی حتی در لحظاتی همچون روزهای پس از هفتم تیر است.

 

 

سرانجام دشمنان اسلام و منافقین کوردل که او را در راه هدفش شکست ناپذیر یافتند یک ماه بعد از نطق قبلیش در مجلس شورای اسلامی و در حالی که برای نطق جدیدی علیه موسوی حاضر گشته بود و قصد حرکت به سوی مجلس را داشت در صبح چهاردهم مرداد ماه ۱۳۶۰ همزمان با چهلمین روز شهادت یارانش در حزب جمهوری وی را در جلوی منزلش مورد آماج تیرهای کین قرار داده و فیض عظمای شهادت را نصیبش ساختند. و سرانجام میرحسین موسوی۲۵ مرداد ۱۳۶۰،‌ منصب وزارت خارجه را از شهید رجایی که به طور همزمان سرپرست وزارت امور خارجه نیز بود، تحویل گرفت.

 

 

 

فرزند ایشان در باره آن روز می گوید:

پدرم چند روز قبل از حادثه از طرف هواداران مجاهدین خلق به وسیله تلفن مورد تهدید قرار گرفت. ما با نگرانی به ایشان تذکر دادیم و او همیشه در جواب می‌گفت: «مرگ حق است و شهادت آرزوی ماست.» صبح روز ۱۴ مرداد ماه سال ۱۳۶۰ پدر همچون روزهای قبل از خانه بیرون رفت. یکی از محافظین در حال بستن در ورودی منزل بود که یک بنز شیری رنگ با سه سرنشین مسلح به آرامی‌ از طرف میدان ۴۸ نارمک وارد کوچه شد و با شلیک یکی از آنها، پدرم بلافاصله به شهادت رسید و محافظان ایشان موفق به هیچگونه عکس العملی نشدند و مهاجمین با به رگبار بستن ماشین با سرعت از طرف دیگر کوچه به سمت خیابان سی متری نارمک گریختند. محافظان ایشان را که مجروح شده بودند به بیمارستان ۱۷ شهریور انتقال دادند و پیکر مطهر و غرق به خون پدر را نیز به بیمارستان رویال تهران بردند. ساعت ۱۱ صبح روز بعد پیکر پاکش به همراه تعدادی از برادران پاسدار که در جبهه‌های حق بر علیه باطل و درگیری‌های داخلی با منافقین به شهادت رسیده بودند از مقابل مجلس شورای اسلامی‌ بر دوش ملت شهیدپرور و در بدرقه چشم ها تشییع شد.