این مطلب ۵ بار خوانده شده

پیکر شهدا زیر سنگ بتونى دشمن

آن روز، مصادف بود با ولادت حضرت امام محمد تقى(علیه السلام)، سال ۷۳ بود. همراه بقیه نیروهاى تفحص، در محور ارتفاع ۱۴۳ که بودم منتهى مى شد به ارتفاع ۱۴۶ منطقه عملیاتى والفجر یک در فکه، یک سنگر بتونى خیلى بزرگ نظر ما را به خود جلب کرد. سنگر بر بلندى قرار داشت و پله هاى بتونى، محل رسیدن به آن بود. محل برایمان مشکوک بود. طول و عرض سنگر حدوداً ۴×۳ متر بود و شاید هم بزرگتر. کف آن هم سى - چهل سانتى متر بتون ریخته بودند.
آنجا را که مشکوک بود، با بیل کندیم که به قطعات بدن یک شهید برخوردیم. پاها و تن شهید را که درآوردیم، متوجه شدیم شانه، دست ها و سرش زیر پله بتونى است. معلوم بود که بتون را روى پیکر او ریخته اند. در حال جمع آورى بدن او بودیم که یک پوتین یدگر به چشممان خورد. شروع کردیم به کندن کل اطراف سنگر.
سرانجام پس از جستجوى فراوان در پاى سنگر، حدود پنجاه شهید را پیدا کردیم که روى آنها بتون ریخته و سنگر ساخته بودند.
برایمان جاى تعجب بود که دشمن چگونه اینجا سنگر زده است. اگر یکى دو تا شهید بود چیزى نبود ولى پنجاه شهید خیلى جاى حرف داشت. ظواهر امر انشان مى داد که سنگر فرماندهى آنجا مستقر بوده است چون در نقطه اى استراتژیک قرار داشت.
مرتضى شادکام
 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.