این مطلب ۲۸۰ بار خوانده شده
«اشعث بن قیس ها» طلبکار شدند؛

اصلاح طلبان روی «اشعث بن قیس» را هم سفید کردند/ دوگانه‌«تحمیل‌-‌فرافکنی» استراتژی خوارج بود

ابوموسی را به مذاکره فرستادند اما پس از آن که ابوموسی اشعری قافیه را باخت و شکست را بر جامعه اسلامی تحمیل کرد، دقیقا همان کسانی که اصل و کیفیت حکمیت را به امیرالمومنین (ع) تحمیل کردند طلبکار امام شدند و گستاخانه از زیر بار اشتباهات و خیانت های خود شانه خالی کردند و از امامی که به صراحت با منطق سازش‌کارانه آنها مقابله کرده بود طلب توبه کردند.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت"  به نقل از رجانیوز؛ تاریخ تکرار می شود. اشعث بن قیس و هم قماش هایش همان کسانی بودند که حکمیت را در جنگ صفین به علی (ع) تحمیل کردند و بعد از آنکه قافیه را باختند، طلبکار امیرالمومنین (ع) شدند.

 

به گزارش رجانیوز؛ سپاه امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین  در یک قدمی پیروزی بر معاویه قرار داشت؛ این پیروزی آنقدر نزدیک بود که اگر اجازه داده بودند ادامه ماجرا هم با تدبیر علی (ع) پیش می رفت دیگر اثری از معاویه و حکومتش باقی نمی ماند.

 

در این میان بود که اشعث های همیشه در میدان وارد شدند و آنقدر برای خواص و عوام سپاه آسمان ریسمان بافتند تا اصل ماجرای حکمیت را به علی (ع) تحمیل کنند تا جایی امیرالمومنین (ع) را در صورت عدم پذیرش حکمیت صریحا تهدید به قتل کردند.

 

اشعث بن قیس در راستای تحمیل حکمیت به علی (ع) از هیچ تلاشی دریغ نکرد و دائما در حال اغوا و اقناع سپاهیان اسلام برای قبول حکمیت بود. او در جملاتی خطاب به سپاهیان گفت:

 

«ای خدا! تو شاهد هستی من صلاح این مردم را می‌خواهم! من در شُرُف مرگ هستم و من دیگر دنبال زندگی و این حرف‌ها نیستم، من از جهاد نمی‌ترسم ای خدا! تو شاهد هستی! «ترجمه مضمونی است»

(أما و اللَّه، ما أقولُ هذه المَقالَةَ جَزَعاً مِنَ الحَرب وَ لکنِّی رَجُل مُسِنٌّ أخافُ علَى النِّساء و الذّراری غَداً إذا فَنینا اللَّهمَّ إنَّک تَعْلَمُ أنِّی قَدْ نَظَرْتُ لِقَوْمِی و لأَهْلِ دِینی؛ وقعة الصفین/۴۸۰ و شرح ابن‌ابی‌الحدید/۲/۲۱۴)

 

پس از تحمیل اصل ماجرای حکمیت تنها به این هم بسنده نکردند و در کیفیت مذاکرات وارد شدند. به هر کدام از گزینه های علی (ع) برچسب جنگ طلبی و مسائل قومی قبیله ای چسباندند تا ابوموسی اشعری را به عنوان گزینه خود به امام المسلمین تحمیل کرده باشند.

 

ابوموسی را به مذاکره فرستادند اما پس از آن که ابوموسی اشعری قافیه را باخت و شکست را بر جامعه اسلامی تحمیل کرد، دقیقا همان کسانی که اصل و کیفیت حکمیت را به امیرالمومنین (ع) تحمیل کردند طلبکار امام شدند و گستاخانه از زیر بار اشتباهات و خیانت های خود شانه خالی کردند و از امامی که به صراحت با منطق سازش‌کارانه آنها مقابله کرده بود طلب توبه کردند.

 

حضرت به آنها فرمود::

چه چیز باعث شورش شما شده است؟ گفتند: از خطایی که در صفین مرتکب شده ای، توبه کن و پس از آن آماده باش تا با هم به جنگ با معاویه برویم. امیرمؤمنان در پاسخ فرمود: من شما را در جنگ صفین از موضوع حکمیت نهی کردم، اما شما پافشاری کردید و انجام آن را خواستار شدید و اکنون که به اشتباه خود پی برده اید، آن را گناه می شمرید و خواستار توبه هستید؟(خوارج، ص ۹۹)

 

این استراتژی خوارج است که هر وقت می خواهند پروژه تحمیل را پیش می برند و هر وقت شکست می خورند طلبکار امام و امت می شوند، هیچ ضمانتی هم وجود ندارد که خوارجی ها و هم قماشانشان فقط هم عصر امیرالمومنین(ع) بوده باشند.

 

همین استراتژی در باب برجام هم دقیقا در حال اجراست. عده ای برای تحمیل برجام به جامعه اسلامی امنیت و حتی آب آشامیدنی مردم را دائما به آن گره می زدند و تعابیری چون فتح الفتوح را در شأنش به کار می بردند اما امروز که شکست برجام مسجل شده است سعی بر این دارند تا تقصیرها را گردن دیگران بیندازند و در نقش طلبکار ظاهر شوند.

 

گزاره همیشگی غرب گرایان در این خصوص که «برجام تصمیم نظام بود» در همین راستا قابل تحلیل است. شکست های متعدد منجر به این مهم شده بود که هر بار مذاکرات و حتی دخالت در جزئیات را به رهبرانقلاب منتسب می کردند که با واکنش ایشان مواجه شد: «بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم... اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست»

 

چند روز گذشته هم محمد جواد ظریف در جمع سفرا و فعالان اقتصادی به جای پاسخگویی در خصوص شکست برجام از کفران نعمت منتقدان برجام گلایه کرد و با قرائت آیه شریفه لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید شکست سیاست های خود را به منتقدان نسبت داد!

 

این روزها به جای اینکه حامیان برجام و مذاکره با غرب  در خصوص اطاعت نکردن از «ولی» و هشدارهای متعدد رهبرانقلاب در خصوص بی اعتمادی به آمریکا عذرخواهی کنند و درس عبرت بگیرند سعی دارند تا مسئولیت را از گردن خود ساقط کنند و پاسخگوی مسیر غلط خود نباشند.

 

در همین خصوص دیروز علی مطهری نائب رییس اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی مسئول وضع موجود را پرتاب کنندگان موشک دانست(!) و گفت:

 

مسئول وضعیت جاری کشور آنهایی هستند که با هوا کردن موشک تلاش کردند برجام اجرا نشود که البته به هدف‌شان هم رسیدند. وی در ادامه افزود: وضع فعلی جاری کشور کاری است که خودتان کردید و نمی‌توان همه تقصیر را به گردن دولت روحانی انداخت. وضعیت جاری کشور تقصیر دلواپسان و همه کسانی است که تلاش کردند برجام اجرا نشود البته دولت هم حتما سوء مدیریت داشته است.

 

این افراد درحالی تنها به شعارهای روی موشک و آزمایش موشکی اشکال می گیرند که شخص حسن روحانی چندی بعد طی سخنانی پرتاب موشک به دیرالزور را تصمیم شورای عالی امنیت ملی نامیده بود که خود ریاست آن را بر عهده دارد.

 

 

تا اینجا شباهت های زیادی میان ماجرای حکمیت در تاریخ صدر اسلام  با روند و موضع گیری برخی ها در شکست مذاکرات و ایجاد وضع موجود یافت می شود اما عده ای به جای توضیح دادن در خصوص شکست سیاست های خود، همزمان با اعلام آمادگی ترامپ برای آغاز دور جدید مذاکرات با ایران پارا فراتر گذاشته و روی استراتژی خوارج را هم سفید کرده اند.

 

علی اکبر ناطق نوری توصیه کرده است تا پیشنهاد ترامپ در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. وی بدون اشاره به نتایج خسارت بار برجام افزود: ایران نباید ابتدا به ساکن پیشنهاد مذاکره رییس جمهوری آمریکا را رد کند. لازم است این موضوع با تامل و در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار بگیرد.

 

محسن هاشمی رفسنجانی، رییس شورای شهر تهران هم ضمن مقایسه ی شرایط امروز با زمان جنگ و بیان ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و تحمیل آن به حضرت امام خمینی(ره) و بدون صحبت در خصوص تجربه برجام گفت: 

 

فشار تحریم‌ها که از نیمه دوم سال افزوده خواهد شد، این شرایط را سخت‌تر خواهد کرد و ما را به این نکته واقف می‌کند، که نجات ایران در گرو تصمیم امسال ماست، تصمیم سختی که سی سال قبل توسط مسئولان کشور گرفته شد و صلحی پایدار، پرفایده و کم‌هزینه را برای ایران و نظام جمهوری اسلامی به ارمغان آورد.

 

عده ای از تحلیلگران و فعالان سیاسی اصلاح طلب هم به این موضوع پرداخته و یا از روی ساده لوحی و یاخیانت به نسخه پیچی برای تکرار تجربه اشتباه اعتماد به دشمن پرداختند: 

 

 

 

 

اینجای ماجرا دیگر به عقل اشعث بن قیس ها و ابوموسی اشعری ها نرسیده بود که بتوانیم تطبیق آنرا با ماجرای صدر اسلام بیان کنیم اما  مرور این مواضع، یکی از جملات امیرالمومنین(ع)  که در نامه ایشان به ابوموسی اشعری درج شده است را تداعی  می کند: 

 

 إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ نَفعَ ما اُوتِیَ مِنَ العَقلِ و التَّجرِبَةِ»: شقی کسی است که به عقل و تجربه بی‌اعتنا باشد.  (نهج‌البلاغه/نامه ۷۸)

 

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.