این مطلب ۸۵ بار خوانده شده

«شهید سرلشکر فلاحی در: روزهای سرنوشت ساز»

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت"  به نقل از  دفاع‌پرس، «شهید سرلشکر فلاحی در روزهای سرنوشت‌ساز» عنوان کتابی از «احمد حسینیا» است که در ۵۰۹ صفحه مصور و ۲ جلد به بیان زندگی و تلاش‌های شهید فلاحی در دوران دفاع مقدس می‌پردازد.

چنانکه در مقدمه کتاب آمده است کلیه مطالبی که از قول شهید فلاحی در متن و یا در فصل انتهای کتاب نقل شده، به استناد روزنامه‌های همین ایام، خاطرات و نقل قول‌های نظامیانی که از نزدیک‌ شاهد رویدادهای مربوطه بوده‌اند و یا بر اساس نوارهای ضبط شده سخنرانی‌های شهید فلاحی می‌باشد. علاوه بر آن نوشتن در مورد رویدادهای کردستان و نقش آن شهید با وجود کاستی‌هایی که ممکن است وجود داشته باشند، حتصل سال‌ها تحقیق و پژوهش نویسنده از شخصیت و عملکرد تاثیر گذار شهید فلاحی است که نتیجه آن در ۲ جلد جداگانه توسط سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش منتشر خواهد شد. جلدم دوم این مجموعه مربوط به نقش شهید فلاحی در دوران جنگ تحمیلی است.

قسمتی از متن کتاب:

«روزی که پاوه در محاصره کامل و آستانه سقوط بود، روز جمعه‌ای بود. من از پاسداران، مردم و دکتر خداحافظی کردم و آمدم کرمانشاه تا فکری برای شکستن پاوه بکنم. من تا آن روز احمد کشوری را نمی‌شناختم. در پایگاه هوانیروز کرمانشاه همه را جمع کردم. ساعت هفت و نیم بعد از ظهر و هنگام غروب بود. تاریکی زمین‌گیر شده بود. برابر روش‌های هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) نمی‌بایستی در آن ساعت خلبانی پرواز کند. یک داوطلب برای نجات پاوه خواستم؛ هنوز صحبت‌های من تمام نشده بود و تقاضایم به پایان نرسیده بود که جوانی از داخل صف بیرون آمده و گفت: به رغم تاریکی هوا و با این وجود که ارتفاعات اطراف مشرف به پاوه است و می‌دانم که هدف محاصره کننده‌گان قرار می‌گیرم من می‌روم.

درست است که ما نجات پاوه را مرهون منت خدا و بیان امام و پایداری مردم پاوه و پاسداران نیروی انتظامی می‌دانیم، ‌ولی من در پیشگاه خدا و وجدان خودم و بارگاه احدیت می‌دانم، نجات پاوه را مرهون کشوری می‌دانم که آن شب رفت و چند ساعت بعد فشار را از روی مردم پاوه برداشت و برگشت و به مردم پاوه فرصت مقاومت داد، فردا صبح هم بار دیگر خودش به عنوان رهبر گروه به سمت شهرستان پاوه حرکت کرد.

همان روز خدا یاری کرد و کلاه سبزها را از راه هوا وارد پاوه کردیم و سپس خودم با یک ستون زرهی از کرمانشاه حرکت کردیم و حدود ظهر وارد پاوه شدیم و دکتر چمران در دروازه شهر از ستون زرهی و من استقبال کرد و بار دیگر یکدیگر را در آغوش گرفتیم. آن لحظه آشنایی من با دکتر تبدیل به یک دوستی عمیق شد.»

«شهید سرلشکر فلاحی در روزهای سرنوشت ساز» در ۵۰۹ صفحه مصور به قلم کوشش «احمد حسینیا» تدوین و توسط نشر «آتشبار» وابسته به سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران در هزار نسخه منتشر شده است.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.