چهارشنبه 26 بهمن 1390 | 11:44
بازتاب هاي حكم تاريخي امام راحل(ره) در اروپا در گفت وگو بادكتر قديري ابيانه
ارتداد آيه ي شيطان
ارتداد آيه ي شيطان
حكم امام خميني(ره) فراتر از دولت و حتي نظام است. در واقع حكم ايشان حكم اسلام است؛ اين حكم به تمام اهداف خود نايل آمد؛ فقط يك قدم باقي مانده و آن اجراي حكم است تا جسد پوسيده و متعفن سلمان رشدي نيز به خاك سپرده شود.

بسیج پیشکسوتان: اولين اقدامي كه پس از جنگ ايران و عراق در جبهه ي جنگ نرم عليه اسلام توسط غرب طرح ريزي شد، انتشار كتاب «آيات شيطاني» نوشته ي سلمان رشدي و توزيع آن در سراسر جهان بود. بعد از آن در نشريات اروپايي از سلمان رشدي به عنوان يك شخصيت انقلابي ياد شد و در نهايت سياستمداران ايالات متحده نيز با دعوت از رشدي و همسرش به آمريكا، براي وي برنامه هاي سخنراني متعددي در ايالت هاي مختلف آمريكا ترتيب دادند؛ امام خميني(ره) در 25 بهمن 1367 در اقدامي بي سابقه، فتواي اعدام سلمان رشدي را صادر كرده. در اين راستا و به مناسبت سالگرد فتواي امام(ره) با دكتر « محمدحسين قديري ابيانه»دكتراي مديريت استراتژيك به گفت و گو نشستيم.

اهداف نشر آيات شيطاني از سوي سلمان رشدي چه بود و اين اتفاق در چه بستري شكل گرفت؟

يكي از روش هايي كه به كار گرفته مي شود تا ملت ها به لحاظ رواني تسليم شوند، روش «اسب سركش» است. وقتي بر اسبي سركش سوار مي شوند، پس از اين كه مدتي اسب تقلا كرد، در صورتي كه سوار كار بتواند خود را حفظ كند، اسب رام و تسليم او خواهد شد. از همين روش براي مهار ملت ها استفاده مي كنند؛ يعني، به آن ها توهين مي كنند، مقدسات آن ها را زير سؤال مي برند و آن ها را به واكنش وا مي دارند. وقتي آن ها از رهايي نااميد شوند، تسليم مي گردند. سير اهانت ها به مقدسات اسلامي عمداً، با آگاهي نسبت به ابعاد عكس العمل ها و حتي با يقين درباره ي اين كه تعدادي از افراد در مقابله ي با اين توهين ها كشته خواهند شد صورت گرفت و در واقع عملي برنامه ريزي شده از سوي استكبار و در رأس آن انگلستان بود.

كتاب سلمان رشدي يكي از شنيع ترين و توهين آميزترين كتاب ها در همين راستا و متكي بر اين اصل بود كه عكس العمل ها شهرت او و تيراژ كتابش را افزايش خواهد داد. در واقع از اين راه ثروت هنگفتي نيز نصيب آن ها مي شد. همه ي نقشه ها مطابق ميل آن ها پيش مي رفت. تظاهرات گسترده ي مردم در كشورهاي مختلف و حتي كشته شدن حدود 20 نفر در تظاهرات پاكستان برضد انگلستان درست همان اتفاق هايي بودند كه آن ها مي خواستند. اين جريان حتي راهي را به ديگران مي آموخت كه اگر مي خواهيد مشهور و پولدار شويد، به مقدسات اسلامي توهين كنيد. اما حضرت امام خميني(ره) اين هدف آن ها را نقش بر آب كرد و صحنه را وارونه ساخت. اين بار امام خميني(ره) بر اسب سركش غرب سوار شد و آن ها را به تقلا وا داشت. واكنش هاي شديد غرب و ناتواني آن ها در منصرف كردن امام(ره) از آن حكم و تظاهرات گسترده ي مردم در جهان اسلام به نفع حكم امام(ره)، توهين كنندگان به مقدسات اسلامي را به وحشت انداخت و به آن ها فهماند كه توهين به مقدسات اسلامي مرگ و نيستي را به دنبال دارد و آزادي و آسايش آن ها را سلب خواهد كرد، به نحوي كه از سايه ي خودشان هم وحشت كنند.

سلمان رشدي كه شهرت و ثروت زيادي به دست آورده بود و در حفاظت شديد نيروهاي امنيتي قرار داشت، خود را زنداني اين زندانبانان يافت و به شدت دچار افسردگي و پريشاني شد. او حتي در خصوصي ترين شرايط زندگي اش هم تحت نظر نيروهاي امنيتي بود تا مبادا خودكشي كند و خودش مجري حكم حضرت امام(ره) شود. همسرش از او طلاق گرفت و حتي هواپيماهاي مسافربري از سوار كردن او پرهيز مي كردند تا خطري جان ديگر مسافران و شركت هواپيمايي را تهديد نكند. به هر حال مردم جهان دانستند كه حكم توهين به مقدسات اسلامي مرگ است و بر هر مسلماني واجب است در صورت توان، اين حكم را به اجرا درآورد. حكم اعدام سلمان رشدي جهان اسلام را از توهين دوباره به مقدسات اسلامي رهايي بخشيد. البته امروز با بيداري اسلامي و گسترش اسلام در جهان و روي كار آمدن حكومت هاي منتخب مردمي با گرايش هاي اسلامي، خطر توهين به اسلام بيش تر از گذشته شده است. مي توان گفت اين اقدام حضرت امام(ره) و فرمايشات مقام معظم رهبري همانند گلوله اي بود كه تا قلب دشمن ادامه داشت و به هدف نشست و هر نوع امكان منتفي شدن حكم را رد كرد. در واقع اقدام حضرت امام(ره) در صدور حكم سلمان رشدي، حركتي راهبردي و پيروز بود.

حكم مرجع تقليدي همانند امام(ره) تا چه حد در فضاي بين الملل تأثيرگذار است؟

اين اقدام حضرت امام(ره) فقط يك فتوا نيست، بلكه حكم اعدام يك شخص است و به خصوص از آنجا اهميت دارد كه اين حكم براي تبعه اي از انگلستان صادر شده است كه مطابق با قوانين آن ها مجرم نيست و چنين چيزي با قوانين جاري بين الملل مغايرت دارد. امام(ره) با اين حكم نشان داد كه قوانين كشورهاي ديگر در دفاع از اهانت كنندگان به مقدسات اسلام، مانع از صدور چنين حكمي نخواهد شد. در مجموع مي توان گفت صدور حكم حضرت امام(ره) نقطه ي عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي است كه امروز شاهد تجلي آن هستيم. اين اقدام هم چنين نقطه ي عطفي در روابط ديپلماتيك بين الملل محسوب مي شود. با پيروزي ملت هاي مسلمان بايد تمامي كشورهاي اسلامي و كنفرانس اسلامي ليستي از اهانت كنندگان به مقدسات اسلامي تهيه كنند و در صورت ورود به هر بخش از سرزمين هاي اسلامي، حكم دستگيري و محاكمه ي آنان را به اجرا درآورند.

20 سال پيش، يعني در سال 1369 وقتي من به عنوان سفير به استراليا رفته بودم، در اولين ديدار با وزير خارجه ي آن كشور، او خواستار تغيير حكم امام(ره) در مورد سلمان رشدي شد. اين موضوع پس از رحلت حضرت امام(ره) اتفاق افتاده بود. بنده به او گفتم كه اين حكم شامل ناشرين، دست اندركاران و توزيع كنندگان هم مي شود و اين يك حكم اسلامي است كه اگر توسط حضرت امام(ره) نيز صادر نمي شد، مسلمانان موظف به اجراي آن بودند. البته حضرت امام(ره) راه نجات از اين حكم را نيز مشخص كرده اند و آن اين است كه هيچ كس به خود اجازه ندهد به مقدسات اسلامي توهين كند. ايشان تأكيد كرده اند كه توهين غير از نقد است و ما نقد را با نقد پاسخ مي گوييم. وزير امور خارجه ي استراليا خواستار اين شد كه ما راهي پيدا كنيم براي اين كه در اين خصوص تجديد نظري صورت گيرد. بنده به او گفتم چون اين حكم اسلامي منبعث از دستورات خداوند متعال است، تنها راه تجديد نظر در اين حكم اين است كه آن ها به خداوند متعال متوسل شوند و از او بخواهند حكم خويش را تغيير دهد كه اين هم براي آن ها ناممكن است. از او خواستم مردم خويش را آگاه كند و از آن ها بخواهد به مقدسات مسلمانان احترام بگذارند و از توهين به اين مقدسات پرهيز كنند. افزون بر اين كه اين كار يك اصل اخلاقي و اصولي است، بايد از عواقب آن هم بهراسند.

عدم ترور سلمان رشدي آيا از اهميت حكم امام(ره) در طول زمان كم كرد؟ به نظر شما صدور اين حكم تا چه حد به اهدافش نزديك شد؟

اين حكم به تمام اهداف خود نايل آمد. فقط يك قدم باقي مانده و آن اجراي حكم است تا جسد پوسيده و متعفن سلمان رشدي نيز به خاك سپرده شود. البته صدور حكم تا كنون به 99 درصد از اهداف خود رسيده و اين يك پيروزي بزرگ براي جهان اسلام به شمار مي آيد. مايل هستم در اينجا به خاطره اي از «ادواردو آنيلي» اشاره كنم. او وقتي شنيده بود سلمان رشدي چنين كتابي در دست انتشار دارد با او تماس گرفت و به ديدار او رفت. همه تصور مي كردند كه او نيز مي خواهد مانند سايرين از سلمان رشدي كه در معرض خطر بود، حمايت كند؛ ولي ادواردو به او هشدار داد كه چنين كاري را انجام ندهد و دست از آزار مسلمانان بردارد. حتي مطابق آنچه به من گزارش شد، ادواردو آشكارا از حكم امام(ره) حمايت كرد. من به ادواردو گفتم كه نيازي نبود آشكارا وارد صحنه شوي، تقيه در اين مرحله براي تو بهتر بود. او در پاسخ گفت نمي توانم شاهد توهين به مقدسات اسلام باشم و ساكت بنشينم. اگر چنين كنم، جواب خدا را چگونه بدهم؟

با وجود آن حكم امام(ره)، مشاهده مي كنيم كه هنوز روند توهين ها ادامه دارد، از جمله آن كاريكاتورهايي كه منتشر شدند. به نظر شما چرا، علي رغم اين كه امام(ره) سلمان رشدي را تكفير كردند، باز هم مي بينيم كه اين توهين ها از سوي غرب ادامه دارد؟
اگر حكم حضرت امام(ره) نبود، توهين ها ابعاد گسترده تري به خود مي گرفت و در نهايت همان طور كه گفتم منجر به تسليم شدن ملت هاي مسلمان مي شد. در حالي كه حكم امام(ره) ورق را برگرداند و حتي مي توانيم به صراحت بگوييم امروز بيداري اسلامي در جهان از حضرت امام(ره) تأثير پذيرفته است. بايد جهانيان بدانند حكم توهين به مقدسات اسلامي و تفاوت آن با نقد چيست؟ بايد به همگان گفته شود چنانچه كساني آگاهانه به مقدسات اسلامي توهين كنند و در نشر و توزيع آن كوشش نمايند، حكم اعدام آنان توسط مسلمانان جاري خواهد شد.

بنده مدت ها قبل از اهانت سلمان رشدي به اسلام، با يك خبرنگار ايتاليايي ملاقاتي داشتم و راجع به جنايت منافقين با او صحبت كردم. او گفت در رابطه با جنايتكار بودن منافقين كاملاً آگاه است، اما به هيچ وجه حاضر نيست برضد آن ها مقاله اي بنويسد. علت را پرسيدم و او گفت يك بار مقاله اي در اين باره نوشتم و شب كه از روزنامه به خانه مي آمدم، دو ايراني در گوشه اي من را گير انداختند، يك سيلي به گوشم زدند و گفتند يك بار ديگر برضد ما چيزي بنويسي، تو را خواهيم كشت. به همين دليل ديگر برضد آنان چيزي نخواهم نوشت. گفتم اين موضوع را به پليس گزارش داده اي؟ گفت، پليس نمي تواند براي ما محافظ بگذارد. اگر هم چنين كاري بكند، آن محافظ هميشه مزاحم من خواهد بود و در عمليات انتحاري هم نمي تواند جان من و خودش را نجات دهد. از اين رو ترجيح مي دهم چيزي در اين باره ننويسم، هرچند به جنايتكار بودن آن ها معتقد هستم.

بعد از به شهادت رسيدن 20 نفر در پاكستان، با يكي از مقام هاي عالي وزارت خارجه كه فردي موجه و مؤمن بود، صحبت كردم و گفتم اين ماجرا نشان مي دهد كه تنها راه جلوگيري از اهانت به مقدسات اسلامي اين است كه توهين كنندگان را به مرگ تهديد كنيم. وقتي يك خبرنگار به دليل اين كه به مرگ تهديد شده است، از نوشتن حقايق پرهيز مي كند، ديگران هم اگر بدانند با توهين به مقدسات اسلامي چنين سرانجامي در انتظارشان هست، دچار وحشت مي شوند و مرتكب چنين خبطي نخواهند شد. وقتي آن ها از يك گروهك تروريستي مي ترسند، قاعدتاً از اين كه در تيررس همه ي مسلمانان جهان باشند وحشت بيش تري خواهند داشت. او گفت اين حرف را نزن، چون به افراط گرايي و عدم درك مسايل ديپلماتيك متهم مي شوي و براي ايران نيز دردسرهاي بسيار ايجاد مي شود. گفتم اين موضوع مي تواند در قالب سؤال و جواب در حوزه ي علميه توسط يكي از مراجع و طلبه ها مطرح شود و بعد رسانه ها پاسخ آن مرجع را به صورت گسترده منعكس كنند.

او باز هم مخالفت كرد و گفت چون اين كار در ايران صورت مي گيرد، باز هم چوب آن را ما مي خوريم. گفتم اين اتفاق مي تواند در لبنان بيفتد. او پاسخ داد لبناني ها نيز تحت فشار شديد هستند و اين براي آن ها نيز دردسرساز خواهد شد. هم چنان بر ضرورت اين كار تأكيد كردم، ولي با اين تصور كه ديدگاه فرد ياد شده ديدگاه غالب وزارت خارجه است، از مكتوب كردن پيشنهادم خودداري نمودم. در فكر اين بودم به طور غيررسمي اين پيشنهاد را مطرح كنم كه حكم امام(ره) صادر شد و شادي سراسر وجودم را فرا گرفت.

مبناي اين پيشنهاد بنده استنباط از گفته هاي آن خبرنگار ايتاليايي بود. البته من از واكنش هاي غرب هم آگاه بودم، اما ضرورت مقابله با اهانت كنندگان و پيشگيري از تكرار و گسترش آن پرداخت چنين هزينه هايي را ضروري مي ساخت. در ابتداي صدور حكم اعدام سلمان رشدي، در ظاهر به نظر مي رسيد كه بايد هزينه ي زيادي براي آن بپردازيم، اما صدور حكم اسلامي و پيگيري احكام الهي مطابق با سنت هاي خداوند هزينه هاي دشمن را بسيار بالا برد و اين اقدام به يك پيروزي بزرگ براي ايران و جهان اسلام تبديل شد. من فكر مي كنم مقام هاي انگلستان به خاطر هزينه هاي هنگفتي كه براي حمايت از سلمان رشدي متحمل مي شوند، آرزوي مرگ طبيعي او را دارند تا از هزينه هاي حفاظت از او خلاص شوند.

همان طور كه مي دانيد، آقاي خاتمي در زماني كه روي كار آمدند، اجراي حكم امام(ره) را از دوش دولت برداشتند و آن را يك حكم غيردولتي خواندند. تحليل شما در اين رابطه چيست؟

حكم امام خميني(ره) فراتر از دولت و حتي نظام است. در واقع حكم ايشان حكم اسلام است. من فكر مي كنم در آن زمان هم كساني كه حساسيت اسلامي داشتند اعتنايي به مواضع دولت خاتمي نكردند. گفته ي ايشان به اين معنا بود كه دولت، سفير ما در انگليس و ديپلمات ها موظف نيستند اين حكم را اجرا كنند. البته بيان اين مواضع ضرورت نداشت، چون دشمن استنباط ديگري مي كرد. به نظر من قطعاً آن جناح از صدور چنين حكمي خوشحال نبودند و اگر تصميم نهايي با آن ها بود و با رهبري نبود، حاضر بودند حتي از صدور چنين حكمي عذرخواهي كنند. البته آن ها نتوانستند چنين كاري بكنند، چون نظام بر پايه ي ولايت فقيه استوار است.

به نظر بنده، مناسب است براي يادآوري حكم اعدام سلمان رشدي، نهادهايي مانند 15 خرداد ميزان جايزه ي اجراي حكم را افزايش دهند تا اين خبر مجدد در رسانه هاي جهان مطرح گردد.

منبع: پایگاه اینترنتی بسیج

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
CAPTCHA
اگر شما یک بازدید کننده انسانی هستید و یک ربات نیستید به چالش و آزمون زیر پاسخ دهید.