کاربر گرامی به منظورنمایش بهتر از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید
  • امام خامنه ای(مدظله العالی): شاخص دیگر استكبار حق‌ناپذیری است؛ نه حرف حق را میپذیرند، نه حقّ ملّتها را میپذیرند؛ حق‌ناپذیرِ مطلق.
پنجشنبه, 23 آذر 1396
-A A +A

تسخیر لانه جاسوسی منطبق با قواعد بین المللی

تصویر: 

 

تسخیر لانه جاسوسی منطبق با قواعد بین المللی

جواد علوی مقدم : دانش آموخته حقوق بین الملل

به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت"  برادر جواد علوی مقاله ای تحت عنوان " تسخیر لانه جاسوسی منطبق با قواعد بین المللی " برای این پایگاه ارسال کرده است که متن آن به شرح ذیل می باشد

 

( چکیده )

پس از سالیان متمادی تحمل رنج  ، مشقت ، حقارت  و... بوسیله مردم ایران مخصوصأ تحمل دخالتها و تصمیم سازیهای کشورهای غربی ودر رأس انها کشور ایالات متحده در ایرا ن علی النهایه در سال 1357 مقاومت ایدئولژیک و سرسختانه چندین ساله ملت ایران به رهبری بی بدیل آن عزیز سفرکرده " امام خمینی " ( ر ض ) به ثمر نشست و در 22 بهمن سال 57 گلبانگ پیروزی بر مأذنه مساجد ایران طنین انداز شد که خود بانک نوید خروج دستگاه های استکباری از کشور با تمدن وکهن ایران زمین بود.

وانکس که بیش از همه غافلگیر خشم ملت انقلابی شد، سیستم حاکمه امریکا بود که همه رویاهای استکباری خود پس از سرنگونی ژاندارم منطقه ای اش  برباد رفته می دید لذا از روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی از روز 23 بهمن ماه سال 1357 به فکر توطئه و دشمنی با نظام جمهوری اسلامی بر آمد.

در همان روزهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی سردمداران ایالات متحده از راه های گوناگون به دشمنی با ملت ایران وانقلاب اسلامی پرداختند که این دشمنی ها در اشکالی مانند پشتیبانی از عوامل ضد انقلاب ، تحریک اقلیتهای قومی، مذهبی ، راه اندازی وپشتیبانی از جریانهای "گنبد ، کردستان ، خلق عرب و ... " نمایان شد تا روی خبیث دشمنی تمام عیار خود با ملت انقلابی ایران را بیش از پیش اشکار وهویدا سازند.

انچه در این زمان  اهمیت بین المللی داشت ، عکس العمل ایران انقلابی و  جلودار وامام انقلاب نسبت به این سطح از کینه توزی و دشمنی امریکا علیه این ملت به پاخواسته بود

قابل یاد آوری است است که قبل از تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان پيرو خط امام، سفارت آمریکا با طراحی ونقشه قبلی اولین باربه دست چریک های فدایی خلق (از گروه های مارکسیست) اشغال شده بود. در« 5 دی ماه 1357» و دیگربار در« 25 بهمن1357» و بنابر شواهدواعترافات سیاستگزاران امریکاییهر دوبار با برنامه ی خود آمریکا این کار صورت گرفت. "جان کلی معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته بود: «...حمله به سفارت آمریکا در ایران (25 بهمن57 توسط چریک های فدایی خلق) توسط سیا طرح ریزی شده بود ...به دنبال محاصره سفارت آمریکا (25 بهمن57)، اتحاد شوروی ادعا کرد که محاصره سفارت به دست عوامل سیا و ساواک انجام گرفته و هدف از آن، فراهم آوردن زمینه لازم برای دخالت مستقیم نظامی امریکادر ایران بوده است ...روز بعد سناتور هوارد بیکر جونیور از دولت خواست که برای انتقام حمله به سفارت دست به اقداماتی و ترجیحأ اقدام نظامی بزند.(برگرفته از سايت تاريخ ، سياست فرهنگ تسخير لانه جاسوسي امريكا )

پس از تسخیر لانه جاسوسی امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام (ره) تعداد 52 نفر از جاسوسان واتباع امريكا در آن به گروگان گرفته شدند .در ابتداي امر امریکا دست به يك سري اقدامات سياسي، اقتصادي ، تهدیدنظامی و... زد از جمله قطع واردات نفت ،بلوكه نمودن دارائيهاي ايران در آن كشور و...  ولي پس از آن از روی ناتوانی در اجرای تهدیدات خو د با ارجاع موضوع به ديوان داوري ، نهایتأ در الجزاير با رضايت طرفين قراردادي امضاء ، كه جاسوسان آزاد وامریکاییها نیز به اندکی از تعهداتشان عمل کردند اکنون در این نوشتار سعی بر ان است که این موضوع حقوقی را از منظر حقوق بین الملل مورد ارزيابي وكنكاش قراردهيم.


 تسحیرلانه جاسوسی منطیق با قواعد حقوق بین الملل

       
كشورهايي كه بر اساس منشوربين الملل نسبت به مبادله سفیراقدام می نمایند به استناد اصل مصونيت دیپلماتیک حق تعرض به املاك سفارت هارا ندارند. و در اين باره مي گويند كه خاك هر سفارتي به منزله بخشي از خاك همان كشورمي باشد . این قاعده شايد از حيث احترام متقابل وعدم دخالتهاي بي اساس توسط كشور ميزبان را تأكيد مي نمايد ،  اگرچه این يك اشتباه محاوره اي است . چراكه چگونه ممکن است جزئي از خاك يك كشور درمركز خاك كشور ديگري قرار گيرد. بنا بر اين بر اساس قوانين حقوقي بين المللي و حقوق داخلي كشورها به منظورسهولت دربرقراري روابط بين المللي كشورها نسبت به مبادله سفير وايجادسفارتخانه اقدام مي نمايند. كه هم بر اساس منشور حقوق بين المللي در راستاي وظايف مشخص شده ورعايت محدوديتهاي قانونی تعيين شده دركشور ميزبان به فعاليت دیپلماتیک بپردازند . وسفارتخانه يا ملك در اختيار صرفا جهت بهره برداري در راستاي همان موارد قيد شده در معاهده مي باشد.

با توجه به موضوع تسخیر لانه جاسوسی امريكا در ايران وموارد ذكر شده سؤالاتي پيش مي آيد كه ... آيا اين اقدام از نظر منشور بين المللي درست بوده ؟ ...آيا از نظر حقوق بین الملل مطابق موادمعاهده وكنوانسيونهاي بین المللی بوده است؟ ويا ایا اقدام حقوقی در محاکم بین المللی نمی توانست از تسخیر سفارت امریکا توسط مردم انقلابی جلوگیری کند ودیگرسؤالاتي از اين قبيل ، واز طرف دیگر توجه به عوامل ودلایل مؤثر در شكل گيري انگیزه تسخیرسفارت ایالات متحده توسط دانشجويان پيرو خط امام نيز جاي تأمل وواکاوی دارد.

برخی از حقوقدانان بین الملل بر این باورند که ایران در قضیه سفارتخانه امریکا به طور کافی و متناسب با کینه توزی های جاسوسان امریکایی جلب نظر عمومی  نکرده و خباثت های جاسوسان امریکایی تحت لوای دیپلماتیک برای مجامع بین المللی و ملل جهان کاملأ اشکار نکرده بود . اسناد منتشر شده سفارتخانه آمریکا در تهران، به خوبی گویای آن است که جاسوسان امریکایی چگونه تحت پوشش مصونیتهای دیپلماتیک، این مکان به ظاهر دیپلماتیک رابه مرکز اطلاعات و جاسوسی تبدیل کرده و اعضای آن نیز در اعمال تروریستی و آموزش ساواک و شکنجه گران بعضأ با همکاری سفارت امریکا در دیگر کشورها مانند ترکیه نقش‌داشته‌اند.

تسخیر سفارت :

                     شاید هیچ یک از دانشجویانی که صبح سرد سیزده آبان ۱۳۵۸از دیوار سفارت آمریکا در خیابان طالقانی بالا رفتند پیش بینی نمی کرد که این ماجرا به یکی از تاثیر گذارترین وقایع تاریخ سیاسی ایران بدل شود .گروهی که خودشان را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نامیده بودند، در اعتراض به ورود شاه به آمریکا، سفارت ایالات متحده در تهران را اشغال کردند و بیش از ۵۰دیپلمات و کارمند سفارت را به گروگان گرفتند. دانشجویان پیرو خط امام ورود محمد رضا شاه پهلوی به آمریکا را در فضای پس از انقلاب با توجه به خاطره بازگشت او به ایران پس از کودتای ۲۸مرداد، یکی از عوامل اصلی تصمیمشان برای حمله به سفارت می دانند.

اولین بیانیه های دانشجویان :

دریکی از اولین بیانیه های دانشجویان آمده بود

«"ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمریكای جنایتكار به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی، سفارت جاسوسی آمریكا در تهران را به تصرف درآوردیم تا اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم"

اولین واكنش امریکا:

آمریكا در اولین واكنش، اقدام به تحریم اقتصادی ایران و بلوكه كردن اموال و داراییهای ایران در بانكهای آمریكایی و بانكهای خارجی مستقر در آمریكا كرد و از سوی دیگر اقدام به آزار واذیت ایرانیان مقیم آمریكا نمود و در جهان نیز تضییقاتی را برای ایران ایجاد كرد. در هر حال تسخیر لانه جاسوسی هرچند از سوی دول استعماری وابسته به شرق و غرب محكوم گردید، اما از سوی ملل محروم و تحت ستم جهان و نهضتهای آزادی بخش جهان به شدت مورد استقبال قرار گرفت و باعث نضج گرفتن حركتهای ضد استعماری گستردهای در سطح جهان و خصوصا خاور میانه شد

موضع گیری ها و اظهار نظرهای داخلی:

در باره ی تصرف سفارت موضع گیری ها و اظهار نظرهای گوناگونی به وجود آمد، به ویژه دولت موقت و نخست وزیر وقت كه تا آن زمان مورد حمایت امامقدس سره بود، با این حركت مخالفت می كردند. از آن جا كه سرنوشت گروگان ها با سرنوشت كشور بی ربط نبود، در میان اظهار نظرهای گوناگون، همه منتظر نظر امامقدس سره بودند. نحوه ی موضع گیری امام (قدس سره) بسیار تعیین كننده بود، چرا كه رفت و آمدهای بسیاری برای خارج كردن دانشجویان از امام خميني( تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام (ره) را "انقلاب دوم" و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول

 

در سؤالي كه يك خبر نگار ازحضرت امام خميني (رض) مي پرسد:

خبرنگار: شما باقاطعيت از سفارت به عنوان لانه جاسوسي صحبت مي كنيد ولي شواهد كافي براي اين مسئله وجود ندارد
امام خميني(ره): ...........ان شاءا... دانشجويان مسلمان در آينده روشن خواهند كرد. (از مصاحبه امام در مجله تايم) كه طي آن پیامی از جانب امام خمینی صادر شد(2)پس از اشغال لانه جاسوسي وگروگانگيري جاسوسان آمريكايي،افشاي جريانات وابسته به امريكا به عنوان يكي از دست آوردهاي مهمّي بود كه توسط ايران اعلام شدكه طي آن مجموعه اي حدود هشتاد جلد با عنوان اسناد لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام با موضوعات مختلف وثبت دقيق مشخصات ومكاتبات انجام شده سفارت آمريكا درايران منتشر گرديد. خط سير كلي اسناد حكايت از دشمني عميق آمريكا با انقلاب اسلامي و امام خميني (رض)دارد به گونه اي كه تحمل انقلاب براي آمريكا بسيار دشوار بوده .ومهمتر اينكه اين دشمن خبیث و زبون لحظه اي از توطئه غافل نمي ماند ودر صدد است كه انقلاب را نابودساخته ويا آن را منحرفنماید  تا خط سازش بر انقلاب و ایران حاكم نمايد. كه در اين خصوص روشهايي دركسب اطلاعات جاسوسي مورد نياز مشخص مي شود كه يكي از شيوه هاي آمريكابراي كسب اطلاعات پس از انقلاب ملاقاتهاي دیپلماتیک وبه ظاهر رسمي بوده كه در اين ديدارها اقدام به جمع آوري اطلاعات مينموده که بعدها اشکار شد بسياري از تحليل ها وارزیابی های آمريكا دررابطه با انقلاب اسلامي مبتني برهمان  اطلاعاتي است كه از همين ملاقاتها بدست‌آورده‌اند كه مبين نيازهاي اطلاعاتي امريكا وجاسوسهاي او در تهرانو دیگر سفارتخانه های ایالات متحده در منطقه مانند سفارت امریکا در ترکیهبوده استبرای اقدام قهری علیه انقلاب اسلامی و ایران که مبین اقدام خصمانه نظام استکبار و در رأس آن امریکا علیه انقلاب اسلامی بود واین اقدامات ستیزه جویانه آمریکا اقدام پیش دستانه و یا اقدام پیشگیرانه برابر قواعد بین المللی را برای انقلاب اسلامی و ملت ایران تجویز می کرد   . 

 *** وجوب تسخیر سفارت با استدلال "دكترین اقدام پیشگیرانه" دولت آمریكا ***

طبق گفته‌های "جورج دبلیو بوش"، دولت‌های یاغی مستحق حملات دفاعی پیشگیرانه هستند. به این معنا كه آمریكا می‌تواند بر مبنای مدارك معتبر، كه دال بر حمله قریب‌الوقوع این كشورهاست، پیش‌دستی كرده و زودتر به آنها حمله كند. بر همین اساس، دولت‌های یاغی به گفته بوش به این شكل تعریف می‌شوند: «با ملت خود وحشیانه رفتار می‌كنند و منافع ملی خود را در جهت منفعت شخصی حاكمان تلف می‌كنند، به قوانین بین‌المللی توجهی نمی‌كنند، همسایگان خود را تهدید می‌كنند و معاهدات بین‌المللی را كه در آن عضو هستند، نقض می‌كنند؛ برای دستیابی به سلاح‌های كشتار جمعی و دیگر تكنولوژی‌های پیشرفته نظامی مصمم هستند، تا از آن به عنوان تهدید استفاده كنند. یا با انجام اقدامات تجاوزگرانه با استفاده از این سلاح‌ها، بتوانند رژیم‌های خود را به گونه‌ای تهاجمی طراحی كنند، از تروریسم در سراسر جهان پشتیبانی می‌كنند، ارزش‌های انسانی را رد می كنند و ...» [6]

  با این استدلال‌هایی كه جرج بوش ارائه كرده است می‌توان دولت آمریكا را دولتی یاغی دانست كه هر لحظه آماده تهاجم است. به این وسیله، با استناد به "دكترین اقدام پیشگیرانه" دولت آمریكا، تسخیر سفارت آمریكا در تهران، یك حمله پیشگیرانه و برای جلوگیری از سوء استفاده‌های بعدی دولت سركش و بی‌مسئولیت آمریكا بوده است. به دیگر سخن، دولت آمریكا یك دولت سركش و سر خود است. زیرا به گونه‌ای تهاجمی با ملت خود رفتار كرده است و از سیاست یكسانی در قبال گروه‌ها، نژادها، اقوام و صاحبان ادیان مختلف پیروی نمی‌كند. اعتراض‌های مكرر سیاه پوستان و سرخ‌پوستان و مسلمانان به سیاست‌های تبعیض‌آمیز دولت آمریكا، كه در قالب تظاهرات مختلف تجلی می‌یابد، نشانه این مسأله است.

 علاوه براین، دولت آمریكا منابع ملی خود را در جهت منفعت شخصی حاكمان تلف می‌كند. كمك‌های زیاد و بی‌شمار این كشور به رژیم صهیونیستی و صرف منابع هنگفت برای لشگركشی به عراق و افغانستان نشانه این امر است. بی‌توجهی این كشور به قوانین بین‌المللی و حمله آمریكا به عراق و افغانستان با وجود مخالفت تمامی دنیا با آن، این ادعا را ثابت می‌كند.

 آمریكا همچنین كشوری است كه نه تنها همسایگان خود بلكه تمام دنیا را تهدید می‌كند و معاهدات بین‌المللی را هرجا كه مصلحت اقتضا كند، نقض می‌كند. پیوسته در حال آزمایش تسلیحات جدید كشتار جمعی و سلاح های اتمی است تا از آن به عنوان تهدید استفاده كند. نمونه این كار را در حمله آمریكا به عراق، در سال 1382 شمسی شاهد بودیم كه این كشور، مجموعه‌ای از تسلیحات جدید را بر سر مردم مظلوم عراق ازمایش کرد . آمریكا همچنین با اقدامات تجاوزآمیز و با استفاده از این سلاح‌ها، در طول 5 دهه اخیر، رژیم خود را تهاجمی طراحی كرده و از تروریسم در سراسر جهان علی الخصوص تروریسم دولتی رژیم غاصب اشغالگر قدس، پشتیبانی كرده است كه نمونه‌های آن در عراق، افغانستان، شیلی، كوبا، گواتمالا و ده‌ها كشور دیگر موجود است.

 آمریكا ارزش‌های انسانی را نیز رد می‌كند و بر همین مبنا، این كشور موجودیتی یاغی دارد. دانشجویان پیرو خط امام نیز سال‌ها قبل از آنكه دولت بوش چنین نظریه‌ای را مطرح كند، با استفاده از آن و با ارجاع منطقی این استدلالات بر دولت آمریكا، حمله‌ای پیشگیرانه را بر ضد منافع آمریكا در ایران طراحی كردند تا پیش از آنكه دولتمردان این كشور از گیجی ضربات خرد كننده انقلاب اسلامی ملت ایران رهایی یابند و به تجدید قوا و طراحی نقشه‌های خرابكارانه ضدانقلابی و براندازمشغول شوند [مشابه آنچه در 28 مرداد كردند و با كودتا محمدرضا پهلوی را بار دیگر به ملت ایران تحریم کرده واورابه تاج و تخت رساندند] طرح‌های جنایتکارانه ودخالتهای آمریكا را در نطفه خفه كنند.

دلایل مشروعیت تسخیر لانه جاسوسی :

فرانسیس آنتونی بویل، حقوقدان آمریكایی و استاد دانشكده حقوق دانشگاه ایلینویز آمریكا، عملكرد دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر سفارت آمریكا را منطبق بر ماده 51 منشور ملل متحد می‌داند، كه در آن آمده است: "در صورت حمله مسلحانه علیه یك عضو ملل متحد، تا زمانی كه شورای امنیت اقدامات لازم برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را انجام دهد، به هیچ یك از مقررات منشور حق دفاع از خود، چه فردی یا دسته جمعی، لطمه‌ای وارد نخواهد كرد."

گر بخواهیم با جهان‌بینی غربی، درباره موجه بودن تسخیر سفارت آمریكا در تهران سخن بگوییم و از اصول ابداعی حقوقی بین‌الملل كمك بگیریم، می‌توانیم به اظهارات "فرانسیس آنتونی بویل" - استاد دانشكده حقوق دانشگاه ایلینویز آمریكا - رجوع كنیم. او كه استاد حقوق دانشگاه ایلینویزاست، طی اظهارات مفصلی كه به صورت مجزا و با توضیحات ارائه می‌شود، چنین استدلال می‌كند كه سیاست‌های خود دولت كارتر، عامل اصلی گروگانگیری اعضای سفارت آمریكا در تهران بوده و ایرانیان به موجب ماده 51 منشور ملل متحد، از حق دفاع مشروع برخوردار بوده‌اند. او در ابتدا دولت كارتر را به علت پذیرش محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران در امریكا، مقصر اصلی واقعه گروگانگیری می‌داند و تأكید می‌كند كه وی با آگاهی از خطرات این كار چنین اقدامی را انجام داد.

 وی می‌گوید: «بحران گروگان‌ها در ایران، با توقیف دیپلمات‌های آمریكایی در 4 نوامبر سال 1979 آغاز نشد، بلكه تصمیم كارتر مبنی بر پذیرش شاه برای معالجه، كه امكانات آن در دیگر جاها نیز فراهم بود، باعث بروز این بحران گردید. این تصمیم به زعم نظر مشاوران و دستگاه‌های امنیتی و با وقوف كامل به اینكه تصرف سفارت و دستگیری اعضای آن، واكنش احتمالی چنین اقدامی خواهد بود، اتخاذ شد. بهانه كارتر مبنی بر اینكه به وعده قبلی نخست وزیر وقت یعنی مهدی بازرگان درباره حمایت از سفارت آمریكا اتكا كرده بود، قانع كننده نیست. در آن زمان، بدیهی بود كه بازرگان حتی بر دولت كنترل كافی نداشت، چه رسد به كنترل گروه‌های مختلف انقلابی كه در خیابان‌های تهران، موج می‌زدند. وقتی رئیس جمهور آمریكا در وهله اول، مسبب اصلی بروز بحران باشد، نیروهای باز دارنده حقوقی، سیاسی یا نظامی، نمی‌توانند از بروز بحران وخیم در روابط با كشورهای دیگر جلوگیری كنند.» [1]

 این استاد حقوق آمریكایی در ادامه، خوش خدمتی آمریكا و كارتر به محمدرضا پهلوی را عامل اصلی صدور اجازه ورود وی به آمریكا می‌داند و توضیح می‌دهد كه شاه مخلوع به قیمت نقض بسیاری اصول حقوق بشر ادعایی غرب، منافع آنان را تأمین كرد و به همین علت، غرب به وی مدیون بود.

آنتونی بویل در این رابطه می‌گوید: « تصمیم كارتر برای پذیرش شاه، این طور توجیه شده كه ما به وی مدیون بوده‌ایم؛ زیرا شاه ثابت كرده بود كه یك متحد ارزشمند و وفادار است. به ظاهر، كارتر این تصمیم را بر مبنای یك گزارش پزشكی كه به وسیله یك پزشك به كاخ سفید تسلیم شده بود، اتخاذ كرد. این پزشك در استخدام "دیوید راكفلر" رئیس وقت بانك چیس منهتن  بود كه منافع اقتصادی زیادی را در بازگرداندن سلامتی به شاه داشت. منطق كارتر، زنجیره‌ای از تخلفات جدی از اصول بنیادی اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه با اعلامیه‌ 1968 تهران مورد تأیید قرار گرفته بود) را به فراموشی سپرد؛ كه به وسیله ساواك و به كمك سیا علیه مردم ایران، به كار گرفته شده بود. كارتر به خاطر تأمین منافع ملی آمریكا، توجهی به نقش بلند پروازانه و مؤثر شاه در افزایش قیمت نفت در سازمان كشورهای صادركننده نفت (اوپك) نكرد. وی به درآمدهای هنگفت نفتی شاه، كه به وی اجازه داد ساختار نظامی بزرگی را كه فراتر از ضرورت‌های مشروع امنیتی ایران بود، بنا كند، نیز توجه نكرد. این كار شاه، به منظور ارعاب كشورهای حوزه خلیج فارس به شكل تهدید به استفاده از زور، مداخلات پنهان و تجاوز آشكار كه همگی نقض بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد بود، صورت می‌گرفت. شاه با "دكترین نیكسون" تشویق می شد. به موجب این دكترین، حكومت‌های دست نشانده آمریكا در منطقه، باید این كشور را در پاسداری از مناطق تحت نفوذش یاری كنند و به این وسیله، سهمی از - به اصطلاح - صلح را به دوش كشند. قرار بود كه شاه، ژاندارم آمریكا در خلیج فارس باشد.» [2]

 پس از آنكه این استاد آمریكایی به دلایل عمیق‌تر تسخیر لانه جاسوسی و دخالت‌های دراز مدت آمریكا در ایران اشاره می‌كند، عبرت‌های تاریخی سقوط محمدرضا پهلوی را برای آمریكا، چنین بازگو می‌كند: «در وهله اول، تاریخ طولانی مداخلات آشكار و پنهان آمریكا در حمایت از شاه، راه را برای بروز بحران گروگانگیری هموار كرد. آمریكا باید از این تجربه دردناك درس بگیرد كه كمك به یك رژیم سركوبگر در یك جنگ تمام عیار با مردم، نه تنها عادلانه نیست، بلكه دور از مصلحت هم هست. به هر حال در این مورد، اصل اساسی حقوق بین‌المللی، مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی كشورهای دیگر، آنچه را در بردارنده بیشترین منافع برای آمریكاست، به او گوشزد می‌كند. درس عبرتی كه باید از سقوط شاه گرفت و درباره سایر متحدان آمریكا در گوشه و كنار جهان نیز مصداق پیدا می‌كند، این است كه دولت آمریكا نباید برای سرپا نگه داشتن رژیمی كه بنابر تشخیص آمریكا، حمایت مردم خود را از دست داده است، در امور داخلی یك كشور مداخله كند.» [3]

 این استاد حقوق، سپس سعی می كند به این مسأله از زاویه دید انقلابیون ایران نگاه كند و با برشمردن استدلال‌های ایرانیان، آنها را بررسی و تأیید می‌كند و چنین می‌گوید: «با توجه به این مجموعه تاریخی تلخ و ناخوشایند، استدلال‌های حقوقی ایران در دفاع از بازداشت كاركنان سیاسی سفارت آمریكا در تهران، شایسته تأمل است. تصمیم به پذیرش شاه، نمایانگر بی‌اعتنایی دولت كارتر به تشویش و نگرانی به جای مردم ایران بود. آنها پیش از این، یك بار شاه را از مملكت اخراج كرده بودند [اشاره به كودتای 28 مرداد 1332]، اما دیدند كه با حمایت سازمان سیا، دوباره بر تاج و تخت سلطنت نشست. برای آنان قابل تصور بود كه با حضور شاه در آمریكا، تكرار چنین امری امكان پذیر است. اینكه سفارت آمریكا در تهران درگیر فعالیت‌های گسترده‌ اطلاعاتی و امنیتی بود كه مأموران اطلاعاتی آمریكا آنها را تحت عنوان دیپلمات انجام می‌دادند، غیر قابل انكار است. چرا كه سفارت، اولین منبع برای هدایت مسایل اطلاعاتی و امنیتی آمریكا بود. در واقع، سازمان‌های اطلاعاتی آمریكا، با گروهی از اطرافیان "شاپور بختیار" در پاریس، به عنوان جانشینان احتمالی [امام] خمینی تماس نزدیك برقرار كرده بودند. بیم و هراس مردم ایران از یك كودتای آمریكایی عقلانی بود.»

 این استاد حقوق آمریكایی در پایان، عملكرد دانشجویان پیرو خط امام را منطبق بر ماده 51 منشور ملل متحد می‌داند، كه در آن آمده است: «در صورت حمله مسلحانه علیه یك عضو ملل متحد، تا زمانی كه شورای امنیت اقدامات لازم برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را انجام دهد، به هیچ یك از مقررات منشور حق دفاع از خود، چه فردی یا دسته جمعی، لطمه‌ای وارد نخواهد كرد. اعضا باید اقداماتی را كه در اعمال حق دفاع از خود، انجام می‌دهند، به شورای امنیت گزارش دهند. این كارها در اختیار و مسئولیتی كه شورای امنیت بر طبق این منشور دارد و به موجب آن برای حفظ و بازگرداندن صلح و امنیت بین‌المللی و در هر موقع كه ضروری تشخیص دهد، می‌تواند اقدام لازم را انجام دهد تأثیری نخواهد داشت.» [4]

این حقوقدان در توضیح بیشتر استدلال خود چنین نتیجه‌گیری می‌كند: «براساس این واقعیت‌ها می‌توان به طور متقن و موجه استدلال كرد كه بازداشت دیپلمات‌های آمریكایی، استیفای مشروع حق دفاع فردی ملت ایران، طبق ماده 51 منشور ملل متحد بود. این دفاع با توجه به شرایط وخیم آن زمان، بر تعهدات ایران ناشی از بندهای 3 و 4 ماده‌ 2 و ماده 33 منشور ملل متحد و بر كنوانسیون 1961 وین، راجع به روابط دیپلماتیك و نیز كنوانسیون 1963 وین، راجع به روابط كنسولی و كنوانسیون 1973 ، راجع به جلوگیری و مجازات جرائم علیه اشخاص تحت حمایت بین‌المللی از جمله نمایندگان دیپلماتیك، مقدم بود.»

 این حقوقدان آمریكایی همچنین در بخشی از مطالب خود، با توسل به نظریه "دفاع مشروع پیشگیرانه" كه ساخته و پرداخته مقامات آمریكایی بود، سعی می‌كند تا اشغال سفارت آمریكا در تهران را منطبق بر مبانی فكری مقامات این كشور نشان دهد: «می‌توان در این‌باره، به دكترین "دفاع مشروع پیشگیرانه" كه به وسیله وزیر خارجه وقت آمریكا "دانیل وبستر" عنوان شد، اشاره كرد. ضابطه هم این است كه "ضرورت توسل به دفاع از خود" فوری و همه جانبه شود و هر نوع انتخاب، وسیله و فرصتی برای مشورت و تأمل را از بین می‌برد. اگر از دید ایرانیان به این قضیه نگاه كنیم، دیپلمات‌های آمریكایی بر مبنای همین دكترین دستگیر و بازداشت شدند. چرا كه هدف، جلوگیری از وقوع یك كودتای ویرانگر و شاید همراه با خونریزی با حمایت آمریكا بود كه به طور آشكار مغایر حقوق بین‌المللی تلقی می شد.» [5]

 این استدلال كه از زبان یك حقوقدان آمریكایی بیان شد و به تشریح زوایای مختلف اقدام دانشجویان پیرو خط امام از نگاهی حقوقی می پرداخت، نشانگر حقانیت اقدام آنان در تسخیر لانه جاسوسی است.

 پی نوشت ها:

1- Buyle، Francis Anthony ، "World Politics and International Law" ،Duk University Press، P 74

2- انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی آمریكا، آثار و پیامدها)، تهران:مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 51 و 52.

3- Buyle، Francis Anthony ، "World Politics and International Law ، P 76"

4- كتابچه منشور ملل متحد و اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری، چاپ مركز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران، صص 21 و 20.

5- Buyle، Francis Anthony ، "World Politics and International Law ، P 80"

6- جفری ركورد،دكترین بوش و معضل عراق تجربه گذشته و نگاهی به آینده، ترجمه احسان موحدیان، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردی، ص 126.

خبرهای مرتبط:
تمامی حقوق مادی و معنوی این پايگاه متعلق به سازمان بسيج پيشكسوتان جهاد و شهادت مي باشد