کاربر گرامی به منظورنمایش بهتر از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید
  • امام خامنه ای(مدظله العالی):شهادت، مرگ تاجرانه است؛ یعنی درآن زرنگی هست؛ آنهایی که شهید میشوند، خدای متعال بیشترین لطف را به آنها میکند.
سه شنبه, 6 تير 1396
-A A +A

حكايت آن پيرمرد

متن: 

در كوههاي صعب العبور در پي پيكرهاي مطهر شهدا بوديم. در ميان راه به پير مردي برخورديم كه معلوم نبود در آن حوالي چه كار مي­كند. او بعد از سلام و مصافحه از ما پرسيد: در اين كوهها به دنبال چه مي­گرديد؟ گفتيم: براي پيدا كردن پيكر شهدا آمده­ايم. خيلي خوشحال شد و ضمن قدرداني از برادران گروه­هاي تفحص گفت: در اين ارتفاع رو به رو مدتهاست چيزي توجه مرا به خود جلب كرده است. و گاهي حلقه­اي از نور هم مشاهده مي­شود كه مثل ستاره مي­درخشد. بد نيست به آنجا هم سري بزنيد.

حرفهاي پير مرد ما را اميدوار كرد. براي همين به سمت آنجا حركت كرديم. ارتفاع صعب العبوري بود و تأمين مناسبي هم نداشت. بعد از ساعتها پياده روي به محوطة بزرگ سرسبزي رسيديم. در كنار درختچه­اي تجهيزات انفرادي رزمندگان به چشم مي­خورد. و اين باعث شد تا منطقه را به دقت وارسي كنيم. پس از ساعتها تلاش، پيكر مطهر چهار شهيد را پيدا كرديم و آنها را جهت انتقال به عقب، آماده نموديم. آنگاه به دنبال شش ساعت پياده روي، به نقطه­اي كه پيرمرد را در آنجا ملاقات كرده بوديم، رسيديم. پيرمرد هنوز آنجا بود. تا ما را ديد، پرسيد: آيا موفق شديد؟ ماجرا را براي او شرح داديم، لبخندي زد و گفت: اما هنوز آن ارتفاع، نوراني به نظر مي­رسد.

سخن پيرمرد براي ما جالب بود. قرار شد به مقر بازگرديم و فردا صبح در همان ارتفاع به كار ادامه دهيم. فردا بعد از نماز به راه افتاديم. با عشق و علاقة زياد، مسافت زيادي را در كمترين فرصت ممكن طي كرديم. پاي كار كه رسيديم، ناگهان يكي از بچه­ها گفت: شهيد، شهيد، الله اكبر، صلوات بفرستيد!

وقتي پيكر مطهر را از زير خاك بيرون آورديم، پيشاني بندي به روي جمجمة شهيد به چشم مي­خورد. چفيه سفيد رنگي آغشته به خون دور استخوان گردنش پيچيده شده و شال سبز رنگي دور كمرش بود؛ شالي كه نشانة سيادت و بزرگواري او به شمار مي­آمد.

______________________________________

خبرهای مرتبط:
تمامی حقوق مادی و معنوی این پايگاه متعلق به سازمان بسيج پيشكسوتان جهاد و شهادت مي باشد